افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٦ - آِیات قرآن دربارۀ جرِیان حضرت ِیونس و پرداختن به ذکر ِیونسِیّه در شکم ماهِی
و امّا خطاِی حضرت داود، به کِیفِیّت و مرتبۀ وجودِی نفس او باز مِیگردد که وجود کثرت را در ِیک طرف، دلِیل بر بطلان ادّعاِی آن طرف فرض نموده است؛ درحالِیکه در معِیار و مِیزان حق و عدل، قلّت و کثرت جاِیِی ندارد، نه قلّت دلِیل بر حقّانِیت و مظلومِیّت است و نه کثرت حاکِی از ظلم و بِیعدالتِی و ناحقِّی بهشمار مِیرود؛ چهبسا افرادِی وضِیع و تنگدست که در مدّعاِی خود ظالم و ناموجّهاند، و افرادِی ثرِیّ و صاحب مُکنت که سخن به حق و عدالت مِیگوِیند و در دعواِی خوِیش صادق و مُحقّ مِینماِیند.
امّا نکتۀ قابل توجّه اِینکه اِین مسئله توسّط ملائکه و در عالم مثال حضرت داود رخ داده است، نه در عالم ظاهر و توسّط افراد بشر. و حضرت داود در قضاوتهاِی خوِیش هِیچ نِیازِی به اقامۀ شهود و بِیّنه و مقارنات و غِیره نداشت، بلکه نفس واقع و حقِیقت دعوِی به حضور و ظهور عِینِی و خارجِی خود براِی آن حضرت منکشف بود، و در اِین صورت دِیگر چه نِیازِی به احضار شهود و استماع شهادت بِیّنات را داشت؟! که البتّه ترتِیب آِیات، حکاِیت از ِیک دگرگونِی و تحوّل نفسِی و درونِی حضرت داود نسبت به حقاِیق خارجِیّه دارد، و اعطاءِ حکم و فصلالخطاب در محاکمات و مراجعات، پس از اِین واقعه بوده است.
آِیات قرآن دربارۀ جرِیان حضرت ِیونس و پرداختن به ذکر ِیونسِیّه در شکم ماهِی
و ِیا در قضِیّۀ حضرت ِیونس علِیهالسّلام که قوم خود را نفرِین نمود و پس از مشاهدۀ آثار عذاب، از آنها جدا شد و به سمت درِیا رفت و طعمۀ ماهِی گردِید، خداوند مِیفرماِید:
(وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ).[١]
«داستان همنشِین ماهِی را بهِیاد آور که با حالت غضب و خشم از قوم خود
[١]. سوره أنبِیاء (٢١) آِیه ٨٧.