افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٨ - مدّعاِی مضحک و بِیپاِیۀ آقاِی سروش پِیرامون نقش مهم شخصِیّت پِیامبراکرم در تلقِّی و تبِیِین وحِی
فِیض را از ناحِیۀ پروردگار بهدست آورد؛ مولانا چنِین مِیگوِید: صِیقلزدن نفس و پرداختن به مراقبه و مجاهدۀ سلوکانه همان، و ادراک حقاِیق نورانِی و معانِی و اسرار به اندازۀ همان مقدار از صفاء و خلوص و قرب همان. و البتّه از آنجا که حقِیقت همۀ اشِیاء همان وجود بحت و بسِیط و بالصّرافۀ حضرت حق است، به همان مقدار که انسان از نقطهنظر سعۀ وجودِی و تجرّد ماهوِی خود را به مرتبۀ وجود اطلاقِی نزدِیک کند، به همان مقدار از آثار و تراوشات همان وجود، خود بر ضمِیرش انعکاس پِیدا مِیکند. و اِین نکتهاِی است بس ظرِیف و دقِیق که إنشاءالله در صفحات آِینده نِیز دوباره به آن خواهِیم پرداخت.
نقد کلام صاحب مقاله مبنِی بر تأثِیر شخصِیّت پِیامبر اکرم در تلقِی و تبِیِین وحِی
مدّعاِی مضحک و بِیپاِیۀ آقاِی سروش پِیرامون نقش مهم شخصِیّت پِیامبراکرم در تلقِّی و تبِیِین وحِی
و امّا مطلب بسِیار سست و بِیپاِیه و مضحک از اِیشان که در پدِیدۀ وحِی روِی آن تأکِید کردهاند و ساِیر مطالب و بناها از جمله قرآن کرِیم را بر آن اساس بنا نهادهاند اِین است:
امّا پِیامبر به نحوِی دِیگر نِیز آفرِینندۀ وحِی است: آنچه او از خدا درِیافت مِیکند، مضمون وحِی است؛ امّا اِین مضمون را نمِیتوان به همان شکل به مردم عرضه کرد، چون بالاتر از فهم آنها و حتِّی وراِی کلمات است. اِین وحِی بِیصورت است و وظِیفۀ شخص پِیامبر اِین است که به اِین مضمون بِیصورت، صورتِی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد. پِیامبر باز هم مانند ِیک شاعر، اِین الهام را به زبانِی که خود مِیداند و به سبکِی که خود به آن اشراف دارد و با تصاوِیر و دانشِی که خود در اختِیار دارد، منتقل مِیکند. شخصِیّت او نِیز نقش مهمِّی در شکلدادن به اِین متن اِیفا مِیکند. تارِیخ زندگِی خود او، پدرش، مادرش، کودکِیاش و حتِّی احوالات روحِیاش در آن نقش دارند.[١]
واقعاً انسان درمِیماند که بر اِین گفتار و گوِینده بگرِید ِیا بخندد! مگر مِیشود ِیک فرد تا اِین حد از معارف تهِی و توخالِی باشد! و به قول مولانا:
[١]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، ذِیل پاسخ به سؤال دوّم.