افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٦٠ - ضربه واردکنندگان واقعِی بر مکتب اهلبِیت
و مبرِّی مِیشود؛ امّا اِین شِیوه براِی آن ولِیّ الهِی و عارف بالله در آن شراِیط سخت و طاقتفرسا و محِیط زِیست، مجاز و قابل پذِیرش نِیست؟![١]
و آِیا رعاِیت عدل و انصاف علمِی، موجب پرهِیز از قضاوت عجولانه و اتّهام به اولِیاِی الهِی نمِیشود، و قاعده و قانون حرِیم احتِیاط در رواِیات و آثار معصومِین علِیهمالسّلام ما را مجبور به تأمّل و توقّف در قضاوت نمِینماِید؟
ضربه واردکنندگان واقعِی بر مکتب اهلبِیت
سؤال و پرسش اِین قلم از معترضِین و مهاجمِین بر مکتب و مدرسه و شخص مولانا اِین است که: آِیا اشعار آن جناب در مدح خلفاء بود که بر مکتب تشِیّع ضربه وارد کرد و مردم را از گراِیش به اهلبِیت باز داشت، ِیا فتواِی آن فقِیهِی که دهها سال نان و نمک امام زمان ارواحنا فداه را خورده و در سالهاِی آخر عمر خود با تبرئۀ عمر از انتساب آن تعبِیر ننگِین و شرمآور بر رسول خدا، ساحت خلِیفۀ دوّم را از آن جناِیت منزّه ساخت؟!
آِیا کمر دخت پِیامبر را اشعار مولانا در مدح خلفاِی ثلاثه شکست ِیا آن تنزِیه و تبرئۀ فقِیه اهلبِیت که گفته بود و چه زشت و نامِیمون سخن رانده بود که: انتساب اِین عبارت: «إنّ الرَّجُلَ لَِیَهجُر؛[٢] اِین مرد هزِیان مِیگوِید!» به جناب عمر محال و غِیر قابل قبول است؟! و در پِی اِین سخن هزل و مزخرف، علماِی اهلسنّت اعلام کردند که: اکنون شِیعه پس از گذشت هزار و چهارصد سال به بطلان خود و کذب افترائاتِی که بر خلفاِی ثلاثه وارد مِینموده است پِی برده است!!
آِیا کمر امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام را اشعار و سخنان مولانا خرد کرد ِیا اباطِیل و هزِیانهاِی آن فقِیه عالمنماِی شِیعِی که سقِیفۀ بنِیساعده را از افتخارات عالم اسلام
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون تشِیّع جناب مولانا و اعتقاد اکِید و شدِید وِی بر محبّت و ولاء اهلبِیت علِیهمالسّلام، رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٤٨؛ اسرار ملکوت، ج ١، ص ٣٠٨؛ مقالۀ اهلبِیت از دِیدگاه مولوِی، تألِیف دکتر سِیّد مسلمان صفوِی، زِیر نظر آکادمِی مطالعات اِیرانِی لندن.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٣٠، ص ٥٣٥.