افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٦١ - تفسِیر نادرست صاحب مقاله نسبت به فرماِیش صدرالمتألّهِین
موجب تعلّق نفس ناطقه و توجّه آن به بدن مِیشود، و نِیز روزِی خواهد رسِید که اِین تعلّق و توجّه و تماِیل بهواسطۀ جداِیِی روح از بدن از بِین برود).
دوّم: به جهت اِین است که وجود ِیک ماهِیّتِی بهواسطۀ اِین مادّه، رجحان وجود ِیابد. و بر اِین اساس، آن مادّهاِی که سبب بهوجود آمدن نفس ناطقۀ آدمِی مِیشود، اِین نوع از مادّه است نه قسم اوّل.
پس مادّه در حقِیقت، در ارتباط با حوادث براِی اِین است که ممکنالوجود را به عرصۀ موجودِیّت درآورد؛ خواه به عنوان قوام آن امر ممکن درآِید (چون اشِیاء خارجِی مثل سنگ و چوب و آب)، و خواه بهعنوان شرط وجود ممکن (چون نفس ناطقۀ انسانِی و ِیا حتِّی حِیوانات).»
در اِین بِیان مرحوم صدرالمتألّهِین ـقدّس سرّهـ وجود مادّه را شرط نزول نفس ناطقه از عالم بالا و تعلّق آن به بدن مِیدانند، نه اِینکه نفس ناطقه وارد بدن شود و داخل آن گردد. حال چه ما نفس ناطقه را حقِیقتِی والا بدانِیم که قبل از خلقت ظاهرِی انسان در عوالم ربوبِی خلق شده بود و سپس بهواسطۀ تشکّل جنِین در رحم مادر و رسِیدن جنِین به مرحلۀ کمال، به امر خداوند از عالم بالا نزول پِیدا مِیکند و به طفل تعلّق پِیدا مِیکند ـکه اِین تفسِیر از نفس در حکمت قدماء از فلاسفه چون بوعلِی سِینا و غِیره ِیافت مِیشودـ و چه بنابر مسلک صدرالمتألّهِین که نفس را حقِیقتِی جسمانِیّة الحدوث و روحانِیّة البقاء مِیداند؛ از اِین جهت تفاوتِی نمِیکند. نفس ناطقۀ آدمِی حقِیقتِی است والاتر از زمان و مکان، و موجودِی است مجرّد که تدبِیر و ادارۀ نظام بدن را به عهده گرفته است، و آن حقِیقت در مراتب ادراک و معرفتش متّکِی به بدن و به انتظار بدن نِیست.
تفسِیر نادرست صاحب مقاله نسبت به فرماِیش صدرالمتألّهِین
اشتباهِی که صاحب مقاله نسبت به کلام مرحوم صدرالمتألّهِین نموده است و نِیز ابهامِی که در کلمات ساِیر افراد به چشم مِیخورد اِین است که: اوّلِی تصوّر نموده است از آنجا که وجود نفس ناطقه منوط به سبقت مادّه و جسم است، پس ناگزِیر خود نفس نِیز باِید موجودِی مادِّی و طبِیعِی باشد و همۀ افعال او و اطوار او بالملازمه،