افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٩٧ - عدم وجود ملازمۀ شرعِی بِین اطّلاع بر خطر و وجوب احتراز از آن
در ملاک قبلِی، آنچه موجب حرمت و احتراز بود هلاکت بود؛ هلاکت ِیعنِی نِیستِی، ِیعنِی پوچِی، ِیعنِی بِیهودگِی، ِیعنِی بوار، ِیعنِی از دست دادن فرصتها، ِیعنِی از بِین بردن استعدادها، ِیعنِی تباهِی، و در ِیک کلمه ِیعنِی نابودِی نفس و روح انسان و تثبِیت خسارت و بدبختِی و تهِیدستِی.
امّا در ملاک بعد، از دست دادن جان و نفس ِیعنِی تحصِیل رضاِی پروردگار، ِیعنِی فوز و رستگارِی، ِیعنِی رسِیدن به مقام تجرّد و رضوان، ِیعنِی عبور از بوادِی نفس امّاره و اوهام و تخِیّلات، ِیعنِی پشت پا زدن به هرچه ماسِوَِیالله است، ِیعنِی ورود در عالم بهاء و عظمت حق، ِیعنِی ختم پرونده به سعادت و فلاح؛ چنانچه امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام فرمود: «فُزتُ و رَبِّ الکَعبَة»،[١] و سِیّدالشّهدا علِیهالسّلام فرمود: «إنِّی لاأرَِی المَوتَ إلّا سعادَةً، ولا الحَِیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ إلّا بَرَما.»[٢]
بنابراِین با تحوّل ملاک، دِیگر چه جاِی شکّ و تردِید در احتمال ضرر است که انسان را ملزم به اجتناب کند؟ کسِی که به ِیک بِیمارِی مُهلکِی گرفتار شده است آِیا براِی رهاِیِی از آن، هِیچ فکر مِیکند که چرا باِید مِیلِیونها صَرف کنم و اِین اموال را به جِیب افرادِی دِیگر برِیزم و بِیخود و بِیجهت بر باد دهم؟ ِیا اِینکه تفکّر عاقلانه و خردپسندانه اقتضا مِیکند که هرچه در راه سلامتِی و بهبود سلامتِی و تندرستِی خرج و صَرف نماِید، ارزش و اعتبار دارد؛ و اِین ِیک حکم عقلِی و مبناِی عقلائِیّه است، و اگر چنِین نکند مورد مذمّت عقل و عُقلاء واقع مِیشود.
بنابراِین چنانچه امام علِیهالسّلام و ِیا ولِیّ الهِی و ِیا حتِّی افراد عادِی، به نحوِی از اِینگونه مطالب دربارۀ خود باخبر شدند، از آنجا که اِین واقعه را ِیک تقدِیر و مشِیّت امضاشده از ناحِیۀ پروردگار مِیدانند، دِیگر از نقطهنظر شرعِی، تکلِیف برداشته شده و بهجاِی آن، تکلِیف و حکم دِیگرِی جاِیگزِین مِیشود که آن عبارت از استقبال آن
[١]. مناقب آل أبِیطالب، ابنشهرآشوب، ج ٣، ص ٣١٢.
[٢]. مناقب آل أبِیطالب، ابنشهرآشوب، ج ٤، ص ٦٨؛ لمعات الحسِین علِیهالسّلام، ص ٤٥.