افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٣٢ - فرماِیش امِیرالمؤمنِین در مشاهده و ادراک حقاِیق وحِیانِی نازل شده بر رسول خدا
و لقد سمِعتُ رَنَّةَ الشَِّیطانِ حِینَ نزَل الوَحِیُ علِیه صلِّی الله علِیه و آله و سلّم فقلتُ: ِیا رسولالله ما هذه الرَّنَّةُ؟ فقال: «هذا الشِّیطانُ قد أِیِسَ مِن عبادتِهِ! إنّکَ تَسمَعُ ما أسمَعُ و تَرِی ما أرِی إلّا أنّک لَستَ بِنبِیٍّ ولکنَّکَ لَوَزِیرٌ و إنّک لَعَلِی خَِیر.»[١]
«و تحقِیقاً اِینچنِین بود: از زمانِی که رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از شِیر گرفته شد خداِی متعال والاترِین فرشته از فرشتگان مقرّب خود را براِی تربِیت رسول و پِیامبرش فرو فرستاد تا او را به مسِیر ارزشهاِی والاِی انسانِی سِیر دهد و اوصاف ستوده و فضاِیل اخلاقِی را به او بِیاموزد و پِیوسته در شب و روز ملازم و همنشِین با او گردد؛ و تحقِیقاً در اِین عرصه من به دنبال پِیامبر بودم همچنانکه بچّهشتر به دنبال مادرش در حرکت است. روزِی بر من نمِیگذشت مگر اِینکه راِیتِی از محاسن اخلاقش براِی من مِیافراشت و مرا به پِیروِی از آن امر مِیفرمود. و اِینچنِین بود که رسول خدا در مقطعهاِیِی از سال، در غار حرا سُکنِی مِیگزِید و تنها من او را مِیدِیدم و کسِی جز من او را نمِیدِید، و تنها خانهاِی که در آن زمان راِیت توحِید و اسلام در آن برافراشته بود خانۀ رسول خدا بود و خدِیجه و من سوّمِی آنها بودم. من پِیوسته نور وحِی را در سِیما و شماِیل رسول خدا مشاهده مِیکردم و رسالت را در وجود او احساس مِینمودم، و بوِی نبوّت را از تراوشات نفس و قلب رسول خدا به خوبِی ادراک مِیکردم.
در هنگام نزول وحِی بر او صداِی نالۀ شِیطان را شنِیدم و به رسول خدا عرض کردم: اِین صدا از کِیست و براِی چِیست؟
رسول خدا فرمود: ”اِینک شِیطان است که از عبادت پروردگار آِیِس و ناامِید گشته است (و نمِیتواند ببِیند که مردم خداِی را پس از نزول وحِی عبادت مِیکنند).
اِی علِی! تو مِیشنوِی آنچه را که من مِیشنوم و مِیبِینِی آنچه را که من
[١]. نهجالبلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٥٧.