افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٠ - کِیفِیّت انتساب حقِیقِی ِیک فعل هم به ذات بارِی تعالِی و هم به مُعدّات خارجِیّه
خبِیر و پزشکان چشم و مطّلعِین بر آناتومِی مغز، قطع و ِیقِین به اِین مطلب دارند و اِینگونه مسائل از جمله بدِیهِیّات اولِیّۀ مسائل پزشکِی بهشمار مِیرود.
حال توجّه به اِین نکتۀ حِیاتِی و محورِی در همِین مثال، انسان را به سرّ و رمز استناد در کِیفِیّت انتساب افعال به خداِی متعال آشنا مِیسازد.
قطعاً و ِیقِیناً کِیفِیّت انتساب اِین عمل (رؤِیت اشِیاء) به نفس آدمِی، با کِیفِیّت استناد آن به چشم متفاوت است؛ زِیرا نفس آدمِی، حقِیقتِی مجرّد و عارِی از مادّه و حوادث مادّه مِیباشد و آن موجودِی است داراِی شعور و عقل و ادراک و اختِیار و اراده که همان حقِیقت آدمِی و هوِیّت او را تشکِیل مِیدهد، و قطعاً اِین رؤِیت نمِیتواند ِیک رؤِیت مادِّی و فِیزِیکِی باشد، بلکه ِیک حقِیقت مجرّدۀ علمِیّۀ قائم به نفس است که از آن به معلوم بالذّات تعبِیر مِیکنند.
و امّا کِیفِیّت اِین انتساب به خود چشم قطعاً ِیک کِیفِیّت ظاهرِی و مادِّی است که بهواسطۀ انعکاس نور از برخورد با اشِیاء در قرنِیه و سپس به شبکِیّه و از طرِیق ماکولا به مغز انجام مِیپذِیرد، و اِین پدِیده کاملاً با پدِیدۀ ادراک نفس متفاوت و از دو مقوله است.
و امّا کِیفِیّت استناد رؤِیت به اعصاب مغز نِیز با چشم متفاوت است؛ زِیرا تغِیِیرات و تحوّلات در سِیستم عصبِی چشم و پس از آن در خود مغز، کاملاً با درِیافت تصوِیر از قرنِیه و انعکاس آن در شبکِیّه فرق مِیکند، با اِین حال به همان کِیفِیّتِی که ما رؤِیت را به چشم منسوب مِیکنِیم به سلسلۀ اعصاب و مغز منسوب مِینماِیِیم.
در اِینجا ملاحظه شد با اِینکه عمل رؤِیت، ِیک عمل واحد و ِیک مفهوم واحد است، امّا در سه نقطه کاملاً با ِیکدِیگر متفاوت مِیباشد و هر کدام از اِین نقاط جاِیگاه خاصّ خود را در انتساب اِین پدِیده نسبت به خود دارد و هِیچ خلل و نقصانِی در اِین بِین در ارتباط اِین پدِیده با هر کدام از اِین جاِیگاهها بهوجود نمِیآِید، و انتساب رؤِیت به هر کدام از اِین موارد انتساب حقِیقِی و واقعِی بدون هِیچگونه لحاظ مجازِیّت و عناِیتِی مِیباشد.