افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦٨ - قابلِیّت اشِیاء مادِّی در قبول حقِیقت وحِی
با توجّه به بِیانِی که از ما در مسئلۀ وحِی به عالم خاکِی و زمِین و آسمان دنِیا گذشت، اِین حقِیقت روشن مِیشود که نفسِ صورت خاکِی و مادّه، قابلِیّت قبول وحِی را دارد؛ نه اِینکه ما جداِی از عالم افلاک، ِیک ملائکهاِی را فرض کنِیم که آنها مسئلۀ تدبِیر و ارادۀ عالم خاکِی را بهواسطۀ نزول وحِی از جانب پروردگار، به عهده گِیرند. و به بِیان دقِیقتر، در مسئلۀ ربط حادث به قدِیم و کِیفِیّت ارتباط مادّه با مجرّد، و تفحّص از حلقۀ مفقودۀ بِین اِین دو پدِیده ـکه از مشکلترِین مسائل فلسفِی است؛ و به اعتقاد حقِیر، کسِی که اِین مسئله براِی او حل و روشن شده باشد، به حقِیقت علم و فلسفه دست ِیافته استـ، اِین حقِیقت مورد بحث و تحقِیق واقع مِیشود که حقِیقت مادِّی اشِیاء، چِیزِی جز نزول همان مرتبۀ مجرّدۀ مافوق نِیست، و هِیچ بِینونت و جداِیِی و مِیْزِی بِین اِین دو رتبه، وجود ندارد؛ و اگر چشم دل بگشاِیِی چِیزِی از مادّه، جز همان مجرّد نخواهِی دِید که با تغِیِیر صورت ماهوِی خود به هوِیّتِی غِیر از هوِیّت مجرّده درآمده است و به شکلِی غِیر از شکل و حدود وجودِی مجرّد، ظاهر و آشکار شده است.
مثالِی جهت تقرِیب مطلب مِیآورِیم: قوّۀ برق و الکترِیسِیته، ِیک واقعِیّت و پدِیدهاِی است که از حرکت توربِینها و چرخش آنها تولِید مِیشود. اِین جرِیان متناوب، نِیروِیِی است نامرئِی که فقط بهواسطۀ دستگاه سنجش ولتاژ، اوّلاً به وجود آن و سپس به مِیزان و کمِّیت آن پِی مِیبرِیم. امّا همِین موجود نامرئِی، وقتِی به دستگاهِی وصل شود موجب حرکت و چرخش آن مِیشود و ما آن را مشاهده مِیکنِیم، و وقتِی که به دستگاهِی دِیگر وصل شود موجب حرارت و گرماِی آن مِیشود؛ درحالِیکه ِیک واقعِیّت بِیشتر وجود ندارد، ولِی آن واقعِیّت به دو صورت، هوِیّت خارجِی پِیدا مِیکند.
در اِین مسئله، حقِیقت عالم افلاک و موجودات خاکِی، همان حقِیقت ربطِیّۀ مجرّده هستند و بهواسطۀ همان ربط، با مبدأ أعلِی رابطه دارند، و آن حقِیقت ربطِیّۀ مجرّده است که در تحت ولاِیت و سِیطرۀ ملائکۀ مقرّب پروردگار، عهدهدار زمام امور عالم خاک و خاکِیان، چه در نفس خود بقاء و چه در کِیفِیّت بقاء مِیباشند؛