افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧٦ - تلازم دو جنبۀ وجود جمعِی و اجمالِی و وجود بسطِی و تفسِیرِی در نفس رسول خدا
هنر رسول خدا اِین بود که آِینۀ نفس خود را صِیقل زد و از کدورات و زنگارها پاک نمود تا جاِیِی که دِیگر وجودِی از خود باقِی نگذارد و فقط در اِینجا حق ماند و بس! او دِیگر وجودِی از خود ندارد تا وجود بشرِی او در کنار وجود الهِی پروردگار قرار گِیرد و گفته شود که:
قرآن کرِیم هم جنبۀ بشرِی دارد، چون از دهان و نفس رسول خدا تنازل پِیدا نموده است؛ و هم وجود الهِی دارد، چون همه از درِیچۀ خواست و مشِیّت پروردگار عبور نموده است.[١]
در اِینجا فقط ِیک وجود است و آن وجود پروردگار است که در اِین آِینه افاضه و اشراق مِیکند، نه چِیز دِیگر. و در اِینجاست که کلّ مطلب و تمام قضاِیا به خدا برمِیگردد و اوست که گاهِی مطلبِی را القاء مِیکند و گاهِی نمِیکند، گاهِی آِیه را بدون (قُل) بر نفس حضرتش فرود مِیآورد و گاهِی با کلمۀ (قُل) و امثال آن،[٢] گاهِی در وحِی تعجِیل مِیکند و گاهِی تأخِیر، گاهِی وعده مِیدهد و گاهِی وعِید، گاهِی با شدّت و حدّت سخن مِیراند و گاهِی با رعونت و عطوفت، گاهِی از جهنّم و آتش انذار مِیکند و گاهِی به جنّت و نعِیم وعده و بشارت؛ تمام اِین اطوار از جانب حق است و نفس رسول خدا صرفاً آِینه و منعکسکننده است، و همِین است امتِیاز و افتراق رسولالله با ساِیر مردم.
تلازم دو جنبۀ وجود جمعِی و اجمالِی و وجود بسطِی و تفسِیرِی در نفس رسول خدا
بر اِین اساس، رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم در مسئلۀ وحِی، دو جنبۀ کاملاً متفاوت و متماِیز را در آن واحد حائز است:
جنبۀ اوّل: اطّلاع و آگاهِی از حقاِیق وحِیانِی که به اشراق الهِی و افاضۀ ربّانِی در سرّ و اعماق وجود و قلب او تحقّق ِیافته، و از آن تعبِیر به لوح محفوظ مِیشود. در اِین مرتبه تمامِی آنچه بهعنوان وحِی ِیا غِیر وحِی، چه از حقاِیق عالم وجود که قبل
[١]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم.
[٢]. جهت اطّلاع بِیشتر رجوع شود به مهر تابان، ص ١٧٥.