افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٦٧ - کِیفِیّت تعلّق ارادۀ واحدۀ حضرت حق به امور متعدد و افعال متکثّر
وجود بالصّرافة و بسِیط را به صورت تعِیّنات شخصِیّه و متفاوته درمِیآورد.
تبِیِین حقِیقت اراده
توضِیح مسئلۀ وحدت اراده در ذات بارِی تعالِی اِین است که:
حقِیقت اراده، إعمال ابراز و اظهار فعلِی از افعال در عالم خارج است که آن حقِیقت به نفس و ذات شخص مرِید برمِیگردد.
در مورد انسان و چگونگِی ارادۀ او نسبت به تحقّق اشِیاء، قطعاً از آنجا که فعل او در بستر زمان و مکان انجام مِیشود، براِی هر فعل ارادهاِی خاص و علمِی سابق بر اراده لازم است؛ زِیرا انسان از ِیک دقِیقۀ دِیگر خبر ندارد، پس چگونه مِیتواند اراده بر امرِی کند که از او نمِیتواند اصلاً اطّلاع داشته باشد؟! و بنابراِین براِی هر فعل نِیازمند ِیک ارادۀ مستقل و جداِی از ارادۀ قبلِی مِیباشد.
کِیفِیّت تعلّق ارادۀ واحدۀ حضرت حق به امور متعدد و افعال متکثّر
و امّا در مورد بارِی تعالِی که جهل در ذات اقدس او معنا ندارد و آِینده و حال و ماضِی تفاوتِی براِی او نمِیکنند و حوادث گذشته با حوادث آِینده در علم بارِی ِیکسان مِیباشند، فقط ِیک اراده از ذات اقدس حق متمشِّی مِیشود، که آن اراده به اصل وجود شِیء و نِیز حالات و رفتارِی که بر او مِیرود، تعلّق مِیگِیرد. و از آنجا که در بحث توحِید افعالِی گذشت که همۀ موجودات، هم در وجود خوِیش و هم در افعال و کردار، متّکِی و متدلِّی به ِیک مبدأ و ِیک ذات حِیّ قِیوم مِیباشند، پس هر ارادهاِی که از موجودات سرزند، آن اراده مستند به ارادۀ بارِی تعالِی خواهد بود.[١] و همۀ اطوار وجود و حرکات و سکنات و حالات در ابدِیّت عالم، ظهورات و شئون لاِیتناهِی ذات بارِی تعالِی مِیباشند که همگِی آنها در همان ارادۀ واحده در ازل از حضرت حق صدور ِیافت. بنابراِین گرچه ارادۀ پروردگار نسبت به خلقت همۀ اشِیاء تا ابدِیّت ِیک اراده بوده است و تعدّد و اختلاف در آن مفهومِی ندارد، ولِی همان ِیک اراده در مقام بسط، به تعداد تکتک موجودات و ذرّهذرّۀ حالات و رفتار آنها در بِینهاِیت، متعدّد و متفاوت خواهد شد؛ زِیرا ارادۀ حضرت حق بر ِیک موجود ثابت
[١]. شرح اِین نکته بدون ورود شبهۀ جبر، در فصل مذکور گذشت؛ رجوع شود به ص ٩٣ـ١٠٤.