افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٢ - بِیان جناب محِیِیالدِّین در حقِیقت تکلّم و وحِی از ناحِیۀ پروردگار
سرّ اِین حقِیقت و نکته آگاه گردِیده، و خداِی متعال با او در کنه ذات عقل و قلبش به گفتگو نشسته است؛ زِیرا خداِی متعال هنگامِی که با بندهاش در نهاِیت ظرافتِ سرّ و عمق بواطن قلب او به گفتگو مِینشِیند و با او به راز و نِیاز و نجوا مِیپردازد، دِیگر از وسائط ابلاغ و آوردن پِیام خبرِی نِیست (و در اِینجا مقام، فوق مقام نزول ملائکه و فرشتگان مقرّب وحِی است، چنانچه سعدِی شِیراز فرموده است:
|
اگر زِین نمط
ذرّهاِی بر پرم |
فروغ تجلِّی
بسوزد پرم[١] |
و خدا در اِین مقام مِیماند و بندهاش، و دِیگر هِیچ، حتِّی ملائکۀ مقرّب در اِین مقام راه ندارند و به آنها اجازۀ ورود در اِین حرِیم داده نمِیشود؛ زِیرا در اِین لحظه خود ملائکه به حجابهاِی نورانِی مبدّل، و موجب تکدّر خاطر بنده مِیشوند، چنانچه حافظ شِیرازِی ـرضوان الله علِیهـ مِیفرماِید:
|
من که ملول
گشتمِی از نفس فرشتگان |
||||
|
قال و مقال
عالمِی مِیکشم از براِی تو[٢]) |
||||
در اِین صورت که فقط خداِی متعال است و راز و نِیاز با بندهاش، فهم و ادراکِی که از اِین حضرت تکلِیمِ بدون واسطه براِی تو حاصل مِیشود، معلول همان تکلّم حق است که بدون هِیچ حجابِی بر تو آشکار مِیگردد؛ و در اِینجا دِیگر متکلّم و مخاطب را حجابِی نِیست و دوئِیّت از مِیان برداشته شده است و قائل و مستمع هر دو ِیکِی است. پس در اِین لحظه و مرتبه، عِین کلام از حق، مساوِی با عِین سماع و استماع از تو خواهد بود و به اندازۀ طرفةالعِینِی تأخّر در ادراک و فهم، معنا نخواهد داشت؛ و اگر مرتبۀ ادراک تو با مرتبۀ تکلّم تفاوت داشته باشد، اِین دِیگر کلام حضرت حق نخواهد بود.
و کسِی که اِین سرّ بر او پوشِیده باشد و به اِین راز پِی نبرده باشد و از اِین
[١]. بوستان سعدِی، در نِیاِیش خداوند، فِی نعت سِیّد المرسلِین علِیه الصّلاة و السّلام:
|
اگر ِیک سر مو فراتر پرم |
فروغ تجلِّی بسوزد پرم |
[٢]. دِیوان حافظ، غزل ٤١٧.