افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥٠ - حقِیقت توحِید ِیعنِی وحدت وجود
«در هر زمانه فردِی ظاهر مِیشود که آن زمان بهواسطۀ مجد و عظمت او سربلند و بلند آوازه مِیشود، و من براِی ساِیر ازمنه اِینچنِین مِیباشم.»
نِیز بر اِین قِیاس مِیباشد. پس مسئلۀ اتّحاد بِین اهل معرفت ِیک مسئلۀ بسِیار بسِیار عادِی است. و اِین مطلب کجا و ارتباط آن با تئورِی خطا و بطلان در مسئلۀ وحِی کجا؟!!
و اِینکه گفته مِیشود: «وجود پِیامبر از خدا پر شده است.»[١] مطلب صحِیحِی است چنانچه بر همان تفسِیر و تعبِیرِی که توضِیح داده شد حمل شود.
بنابراِین مطلبِی که از برخِی از فضلاء نقل شده است که گوِیند: «اِین عبارت: ”الحمد لِلّه الّذِی خَلَقَ الأشِیاءَ و هو عِینُها“ با توحِید قرآن ناسازگار است» خالِی از تأمّل و نقد نمِیباشد.
حقِیقت توحِید ِیعنِی وحدت وجود
توجّه به اِین نکته براِی اهل فضل و معرفت لازم است که: بر مبناِی وحدت وجود که مبناِیِی حق و رصِین است، ِیک وجود واحد عام و سِعِی و اطلاقِی در عالم وجود بِیشتر نمِیباشد، و همان وجود بالصّرافة است که همۀ موجودات و خلاِیق از آن نشئت گرفتهاند و چِیزِی خارج از آن حقِیقت نمِیباشند. و براساس توجِیه و توضِیحِی که در مسئله داده شد، واضح گشت که وجود اطلاقِی حضرت حق در مراتب نازلۀ عوالم وجود، به صورت و شکل مخلوقات و موجودات متفاوته درمِیآِید که از آن به ظهور تعبِیر مِیگردد. پس کجاِی اِین عبارت مخالف با توحِید خواهد بود؟! و آِیا مفاد آِیۀ شرِیفۀ: (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ)،[٢] مگر غِیر از اِین است؟ و آِیا مفهوم آِیۀ شرِیفۀ: (وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ)،[٣] جز اِین حقِیقت را مِیرساند؟ و آِیا مگر تعابِیر توحِیدِیّۀ حضرات معصومِین علِیهمالسّلام که مِیفرماِیند:
[١]. مقالۀ بشر و بشِیر، مطلب چهارم.
[٢]. سوره حدِید (٥٧) آِیه ٣.
[٣]. سوره زخرف (٤٣) آِیه ٨٤.