افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٠ - بِیان جناب محِیِیالدِّین در حقِیقت تکلّم و وحِی از ناحِیۀ پروردگار
خاندان رسالت و سالار شهِیدان مرحوم حاج هادِی أبهرِی خانصنمِی رخ داد و در سفرِی به شام کنار دروازه ساعات قدرِی مِینشِیند و ِیکمرتبه تمام جرِیانات و اتّفاقاتِی که براِی اهلبِیت علِیهمالسّلام هنگام ورود به شام رخ داده بود، طابق النعل بالنّعل براِی او منکشف و مشهود مِیگردد، تمام اِینها از ِیک درجه و مِیزان از حجِّیت و صحّت برخوردار مِیباشند، منوط به اِینکه اِین وقاِیع همه منطبق با واقع باشد و براِی خود شخص قرِینۀ حالِیّۀ قطعِیّه و ِیا مقالِیّه بر صحّت توسّط صادق مصدَّق وجود داشته باشد.
اِینکه شخصِی در مقام کشف علمِی بگوِید: من فکر کردم و من به اِین نتِیجه رسِیدم، اِین مطلب از افراد عادِی و غِیر مطّلع به حقاِیق نزول و تنزِیل علم و معرفت، متمشِّی است؛ و امّا اشخاصِی که چشم عقلانِی و قلبِی آنها به مراتب معرفت باز شده باشد مِیدانند که حقِیقت علم، واحد است و آن نزول از اسم علِیم است در قوالب جزئِیّه و تعِیّنات شخصِیّه. بلِی، در کِیفِیّت نزول و ورود آن، اختلاف و تفاوت مِیباشد.
و بدِین جهت، مِیزان کشف و انطباق و مرتبۀ حجِّیت در نتاِیج برهانِیّه و انکشافات قلبِیّه و مصادر وحِیانِی، چه از رسول خدا و ِیا از خلفاِی او ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام، تفاوتِی ندارد و همه از اتّصاف به ولاِیت و هداِیت و ارشاد و الزام برخوردار مِیباشند.[١]
نقد کلام صاحب مقاله در کِیفِیّت وحِی به اولِیاِی الهِی
نقد مؤلّف بر استناد سروش به کلام محِیِیالدِّین در بِیان حقِیقت وحِی
بِیان جناب محِیِیالدِّین در حقِیقت تکلّم و وحِی از ناحِیۀ پروردگار
و امّا استناد مدّعا به سخنان شِیخ اکبر، محِیِیالدِّین عربِی و کِیفِیّت استنتاج نتِیجه،[٢] محل تأمّل است. اِیشان در کتاب نفِیس و سِفر قوِیم خود، فتوحات مکِّیه، باب ٣٦٦ که به جهت وزراِی حضرت مهدِی عجّل الله تعالِی فرجه تدوِین نموده، در اِین باب تصرِیح مِیکند به انتساب آن بزرگوار به جدّش حسِینبن علِی علِیهمالسّلام،
[١]. رجوع شود به ص ٣١٢ و ٣١٣.
[٢]. مقالۀ کلام محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم:
«عارفان نِیز عمدتاً متعقدند که تجربۀ آنها از جنس تجربههاِی پِیامبران است.»