افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥٢ - نقد شبهۀ تأثِیر محِیط خانواده و فرهنگ آن زمان بر شخصِیّت پِیامبر و بالتّبع بر کِیفِیّت بِیان وحِی
و بر اِین اساس باِید گفت: اگر مقصود و مراد پروردگار در وحِی نازل بر قلب رسولالله بهواسطۀ همِین شخصِیّت شکلِیافته در شراِیط خاص، به طور واضح و آشکار، ابلاغ و اعلان مِیشود؛ پس دِیگر چه نِیازِی به طرح اِین مسئله باقِی مِیماند، و چه ضرورتِی در نقشآفرِینِی شاکله و خصوصِیّات روحِی و فرهنگِی رسول خدا براِی تفسِیر وحِی مِیتوان تصوّر نمود؟! زِیرا شخصِیّت فرهنگِی و خصلتهاِی انسانِی شکلِیافته در آن محِیط، پاسخگوِی پذِیرش و ابلاغ آن به مردم، بدون هِیچگونه کاستِی و ِیا افراط مِیباشد؛ و از اِین ناحِیه مشکلِی پِیش نخواهد آمد.
و اگر چنانچه آن شخصِیّت، توان و ِیاراِی تفسِیر صحِیح حقاِیق وحِیانِی و تبِیِین آن را بهنحوِیکه مورد نظر پروردگار است، ندارد و بهواسطۀ موانعِی اِینچنِین از ابراز و اظهار برخِی از زواِیا و اسرار و رموز عاجز و ناتوان است، در اِین صورت، اِین چگونه پِیامبرِی از آن مبدأ وحِی و منشأ حقاِیق خواهد بود؟![١] و چگونه است که خداوند اِینچنِین رسولِی را براِی ابلاغ پِیام خود به بندگان برمِیگزِیند؟ و آِیا فرد شاِیستهتر و باِیستهترِی را پِیدا ننمود تا تکلِیف و وظِیفۀ ابلاغ را به او بسپارد تا بتواند در تأدِیۀ معانِی و انطباق الفاظ و مفاهِیم دقِیق و شاِیسته بر آن مراد حقِیقِی و معانِی نازلۀ ربوبِی به نحو شاِیستهترِی عمل نماِید و بهتر از عهدۀ تکلِیف برآِید، و به جاِی بناها و ساختمانهاِی مرتفع در بهشت، از خِیمه که مخصوص افراد و قباِیل بادِیهنشِین است استفاده ننماِید و آبروِی بهشت و بهشتِیان و نعمتهاِی الهِی را در زندگِی و حِیات آخرت نبرد؟!
مسلّماً در زمان رسول خدا افرادِی چون ابوسفِیان وجود داشتند که به شهرهاِی
[١]. إمتاع الأسماع، ج ١١، ص ٢٢٤:
«عن عبدالله بن عمر قال: کنت أکتب کلّ شِیء أسمعه من رسولالله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، و رسولالله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ِیتکلّم فِی الرّضِی و الغضب، فأمسک، فذکرت لرسولالله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم فأشار بِیده إلِی فِیه: ”اُکتب! فو الّذِی نفسِی بِیده، ما ِیخرج منه إلّا الحق!“»