افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٩١ - توضِیحِی پِیرامون آِیات ناسخ و منسوخ
و اِینک به پاسخ اِیشان در قبال اِین اشکال توجّه کنِید:
مِیگوِیِید اگر ورود اِینگونه خطاهاِی علمِی را در قرآن محتمل بدانِیم، امن و اعتماد برمِیخِیزد و همۀ قرآن محتملالخطاء مِیشود.
عجبا! مگر انقسام آِیات به محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ، رشتۀ اعتماد را گسسته است؟ بلِی، همواره آِیاتِی باقِی مِیمانند که معلوم نِیست محکماند ِیا متشابه، منسوخاند ِیا نه؛ مثل آِیه: (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)[١] که پارهاِی از مفسّران آن را منسوخ به آِیات قتال دانستهاند. درست است اگر قائل به نسخ باشِیم، پارههاِیِی از قرآن اِینک بِیفاِیده مِیشوند و به هِیچ کارِی نمِیآِیند؛ امّا آِیا صرف احتمال نسخ، قرآن را از کارآِیِی انداخته است؟ آِیا دانش تفسِیر و فهم کتاب و استفاده از آن را مختل کرده است؟
ظاهرِیان همِین خوف را داشتند و مِیگفتند: اگر به مجاز و استعاره در قرآن راه بدهِیم، هم تواناِیِی خداوند را در بهکار بردن زبان بِیمجاز انکار کردهاِیم، هم اعتماد به قرآن را از مِیان برداشتهاِیم و گاه درمِیمانِیم که سخن بر وجه مجاز است ِیا حقِیقت.
امّا تارِیخ قرآن اِین وهم را فرو شست، گرچه برخِی موارد متشابه را باقِی نهاد.[٢]
اِیشان در اِین پاسخ دست به هر رطب و ِیابسِی زده تا خود را از دغدغۀ سقوط حجِّیت قرآن راحت سازد، غافل از اِینکه با اِین کار برگِی دِیگر از نادانِیها بر ساِیر اوراق جهل خود افزوده است. آخر اِی مرد، مسئلۀ احتمال خطا و دروغ در آِیات قرآن، چه ربطِی به ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه دارد؟!
توضِیحِی پِیرامون آِیات ناسخ و منسوخ
در قضِیّه ناسخ و منسوخ، هر دو طرف مسئله از ناحِیۀ خداوند بوده و در جاِی خود حقِیقتِی است که مطابق با واقع ِیعنِی همان حقِیقت انشائِیّه نسبت به تکالِیف مردم و مخاطبِین به وحِی بوده است. به عبارت دِیگر، هم حکم اوّلِی در زمان خود از ناحِیۀ خداوند بوده است و شخص رسول خدا بدون هِیچگونه تصرّفِی در کم و ِیا
[١]. سوره بقره (٢) آِیه ٢٥٦.
[٢]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب ششم.