افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤ - کلام صدرالمتألّهِین در وجود تعلّق و عشق موجودات به حق تعالِی
بسِیارِی از افراد قابل ادراک نِیست مگر آنکه روح و جانش متوغّل در حکمت متعالِیه و قلب و ضمِیرش منوّر به انوار الهِیّه شده است، (که آن نفوس، پس از عقول مفارقه ِیک نحوه تعلّقِی به اجسام و أجرام سماوِی خود دارند، درست مانند تعلّق و ارتباطِی که نفوس ما نسبت به ابدان ما دارند، که اِین تعلّق و ارتباط با حلول در أبدان و أجرام منافات دارد؛ و اِین نفوس فلکِی بهواسطۀ اِین ارتباط، به ِیک نوع کمال و رشد وجودِی مختصّ به خود مِیرسد) حق و واقع باشد، در اِینصورت، أجرام و اجسام سماوِی داراِی ارزش و اعتبار مضاعف خواهند شد؛ زِیرا از ِیک طرف داراِی ادراک و شعور جزئِی، و از ِیک طرف متّصل بر عقل کلِّی و ادارک کلِّی خواهند بود....»
اِین نکتۀ غرِیب و کلام رفِیع از مثل شِیخالرّئِیس ـرحمة الله علِیهـ بسِیار حائز توجّه و تأمّل است که چگونه ِیک حکِیم و فِیلسوف که کشف حقاِیق عالم وجود را بهواسطۀ قوۀ عاقله و تنظِیم قِیاسات و ترکِیب قضاِیاِی منطقِیّه مِیداند، به اِین مرتبه از کشف و مشاهدۀ اهل معرفت و عرفان نائل آمده، و از رمز و راز و اسرار عالم خلقت اِینگونه پرده برمِیدارد.
عشق تمام موجودات عالم هستِی به خداِی متعال و مبدأ هستِی
کلام صدرالمتألّهِین در وجود تعلّق و عشق موجودات به حق تعالِیٰ
مرحوم صدرالمتألّهِین شِیرازِی ـقدّس الله رمسهـ در بحث وجود تعلّق حقِیقِی و عشق موجودات به خداِی متعال و مبدأ هستِی چنِین مِیفرماِید:
الفصل ١٥ فِی إثبات أنّ جمِیع الموجودات عاشقة لِلّه سبحانه، مشتاقة إلِی لقائه و الوصول إلِی دار کرامته:
اعلَم أنّ الله سبحانه قد قرَّر لکلّ موجود من الموجودات العقلِیّة و النفسِیّة و الحسِّیة و الطبِیعِیّة کمالًا، و رکَّز فِی ذاته عشقًا و شوقًا إلِی ذلک الکمال و حرکةً إلِی تتمِیمه. فالعشق المجرّد عن الشوق ِیختصّ بالمفارقات العقلِیّة الّتِی هِی بالفعل من جمِیع الجهات. و لغِیرها من أعِیان الموجودات الّتِی لاتخلو عن فقد کمال و فِیها القوة و الاستعداد، عشقٌ و شوقٌ إرادِیٌّ بحسبه أو طبِیعِیٌّ بحسبه علِی تفاوت درجات کلٍّ منهما، ثم حرکةٌ تناسب ذلک المِیل إمّا نفسانِیّةٌ أو جسمانِیّةٌ؛ و الجسمانِیّة إمّا کِیفِیّة کما فِی المرکّبات الطبِیعِیّة، أو کمِّیة کما فِی