افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠٠ - نقد ادّعاِی لزوم توقّف در مفاد قرآن به دلِیل ابهام فضاِی حاکم بر نزول آِیات
به معناِی قبول مسئولِیّت در زندگِی مشترک گرفته شده است؛[١] و بر اِین قِیاس....
و لذا مِیبِینِیم اِینگونه افراد به راحتِی، بدون نگرانِی از مشکلاتِی که بر سر راه گروههاِی دِیگر در تحرِیف و ابطال قرآن است، به إعمال سلائق و آراء باطلۀ خوِیش مِیپردازند.
نقد ادّعاِی لزوم توقّف در مفاد قرآن به دلِیل ابهام فضاِی حاکم بر نزول آِیات
اخِیراً افرادِی همِین شِیوۀ ناصواب را در قالبِی جذّابتر و بِیانِی مورد پسندتر مطرح مِیکنند؛ اِینان مِیگوِیند:
بحث در اِین نِیست که ظهور آِیات در هر زمانِی در مصداقِی خاص و تصوِیرِی مناسب با آراء و دِیدگاههاِی همان زمان تعِیّن مِیِیابد، بلکه سخن در اِین است که هر قضِیّهاِی از قضاِیا و جملهاِی از جملات در آِیات قرآن، در ِیک فضاِی ماهوِی مختصّ به خود هوِیّت ِیافته است، و اِین فضا پدِیدهاِی است که حاصل شراِیط نزول آِیه و نگرش مخاطبِین به آن مفهوم و نِیز مقصود و غرض رسول خدا از اِین آِیه و دِیدگاه او در ارتباط با تطبِیق آن نسبت به زمانهاِی آِینده است. و در اِین فضا است که آِیه مِیتواند معنا و مفهوم خود را ارائه نماِید.
و از آنجا که در بسِیارِی از موارد، ماهِیّت اِین فضا براِی ما مبهم و مجهول مِیباشد، نمِیتوان براساس ادراک و معرفت مفهوم ابتداِیِی و ظاهرِی آن به پدِیدهاِی حکم نمود و به آِیه استناد کرد؛ و در اِینصورت است که راهِی جز توقّف در مفاد آِیات، و پِیروِی از مفاهِیم و اصول کلِّیه باقِی نمِیماند.[٢]
اشکالِی که بر اِین فرض وارد مِیشود اِین است که: با احراز حجِّیت و سندِیّت قرآن از ناحِیۀ خود قرآن در تعارض است؛ زِیرا بر فرض صحّت اِین نظرِیّه، چرا آِیهاِی در قرآن نِیست که به مخاطبِین القاء کند: اِین قرآن منحصراً براِی شما حجِّیت دارد و نسبت به آِیندگان بههِیچوجه سندِیّت نخواهد داشت؟ و چگونه است که در تمام
[١]. تفسِیر نمونه، ج ٣، ص ٣٧٠ و ٣٧١.
[٢]. بسط تجربۀ نبوِی، ص ١٢ـ١٨.