افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٠٣ - منافات نداشتن علم غِیب امام با عدم استحضار آن در مرتبۀ ذهن مادِی امام علِیهالسّلام
و اعوجاج جلوگِیرِی مِیکند، اِین قضاِیا و مسائل صادره از او است؛ ما به اِین معجزات باِید توجّه کنِیم و آنها را به کار بندِیم تا بتوانِیم پاِی خود را جاِی پاِی علِی بگذارِیم.
منافات نداشتن علم غِیب امام با عدم استحضار آن در مرتبۀ ذهن مادِی امام علِیهالسّلام
نکتۀ چهارم: در برخِی از رواِیات وارد است که:
ائمّه علِیهمالسّلام هرگاه اراده کنند مِیدانند.[١]
و ِیا اِینکه در اِین رواِیت اخِیر امام صادق علِیهالسّلام فرمودند:
اِین کنِیز، خود را پنهان کرده بود و من او را نِیافتم.[٢]
و ِیا اِینکه:
در شبهاِی جمعه بر علم آنان اضافه مِیگردد.[٣]
و ِیا در آِیۀ شرِیفه خطاب به پِیامبر مِیفرماِید:
(وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا)؛[٤] «بگو: اِی پروردگار من، بهطور دوام و پِیوسته بر علم من بِیفزا!»
در پاسخ باِید گفت: هِیچ منافاتِی بِین اِین مطالب و آنچه راجع به علم حضورِی امام علِیهالسّلام نسبت به جمِیع موجودات و اشِیاء گفته شد، وجود ندارد؛ زِیرا نزول علم که از ناحِیۀ اسم علِیم از ذات پروردگار نشئت گرفته و در نفس امام علِیهالسّلام مستقر مِیشود، مراتبِی را از عوالم مختلفه طِی مِینماِید که آخرِین مرتبه و منزلگاه او نفس امام علِیهالسّلام است؛ و اِین مراتب تماماً مراتب وجودِیِ خود امام است که ظهور آن در نشئۀ لاهوت و جبروت و مثال و سپس مرتبۀ مادِّی و طبعِی او مِیباشد. بنابراِین علومِی که از ناحِیۀ پروردگار در مرتبۀ مثال امام علِیهالسّلام نقش مِیبندد، همه بهطور ثابت و لاِیتغِیّر، پِیوسته حضور عِینِی و نفسِی دارد و نِیازِی به احضار و اِیجاد آنها در اِین نشئه نمِیباشد، ولِی براِی بروز آن در قوّۀ ذهن و نفسِ متعلّق به بدن
[١]. رجوع شود به الکافِی، ج ١، ص ٢٥٨.
[٢]. رجوع شود به الکافِی، ج ١، ص ٢٥٧؛ بصائر الدرجات، ج ١، ص ٢١٣.
[٣]. رجوع شود به الکافِی، ج ١، ص ٢٥٣.
[٤]. سوره طه (٢٠) آِیه ١١٤.