افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٤٣ - تعارض و تقابل بِین نظرِیّۀ حلول و اتّحاد و نظرِیّۀ خطاپذِیرِی وحِی
و بر اِین اساس، مطلبِی را که بعضِی بهعنوان رِیشۀ اِین انحراف دانستهاند، که آن عبارت از برخِی از معتقدات و اصول صوفِیّه در مسئلۀ حلول و اتّحاد است،[١] نِیز خالِی از تحقِیق و عارِی از اتقان مِیباشد.
اتفاقاً صرف نظر از صحّت اِین مطلب و ِیا فساد آن، معتقدِین به اِین مسئله درست در نقطۀ مقابل اِین نظرِیّه (وجود خطا در وحِی نبوِی) قرار دارند، و امکان ندارد کسِی به اِین مبنا معتقد بوده و در عِین حال، حکم به خطا در وحِی و واردات قلبِیّۀ سماوِیّه بنماِید؛ و اِین دو مسئله در دو نقطۀ مقابل هم قرار گرفتهاند.
حال چگونه گوِیندگان اِین مطلب، اِین دو را به هم مِیچسبانند، خدا مِیداند! لابد بهواسطۀ تذکّر اِین مطلب که: «وجود رسول خدا از خدا پر شده است و همۀ حقِیقت او را تجلِّی خدا فرا گرفته است»،[٢] چنِین استنباطِی کردهاند و مسئلۀ خطا و بطلان در وحِی نبوِی را به اِین باور مستند نمودهاند.
و ظاهراً قرار بر اِین است که همۀ راهها به رُم ختم شود و همۀ کاسهها و کوزهها بالأخره بر سر عرفان و تصوّفِ بِیچاره شکسته شود، گرچه هِیچ ربطِی بِین اِین و آن در مِیان نباشد!!
به نحو اجمال در نقد اِین ارتباط و نِیز کلامِی را که از بعضِی عرفاء در مغاِیرت با توحِید وحِیانِی گفته شده است که:
الحمد لِلّه الّذِی خَلَقَ الأشِیاءَ و هو عِینُها؛[٣] «ستاِیش مختصّ ذات واجبالوجودِی است که همۀ مخلوقات را بِیافرِید و خود، عِین آنها مِیباشد.»
مِیپردازِیم تا بر همه روشن گردد که نهتنها هِیچگونه ربطِی بِین اِین دو نظرِیّه (اعتقاد به «حلول» بر مبناِی اهل تصوّف و بِین «خطا در وحِی نبوِی») وجود ندارد، بلکه اِین
[١]. پاسخ آِیةالله مکارم شِیرازِی به سؤالات پژوهشگاه قرآنِی أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام قم، دربارۀ سخنان عبدالکرِیم سروش پِیرامون وحِی و قرآن.
[٢]. مقالۀ بشر و بشِیر، مطلب چهارم.
[٣]. تمهِید القواعد، ص ٢١، تعلِیقه.