افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨ - شِیوۀ گوِینده و نوِیسندۀ مورد نظر در ارائۀ مطالب باطل خود
تحصِیل و درس و تدرِیس و بحث و اشتغال علمِی بر پاِیه و اساس متقن آن نزد مدرّسِین و حائزِین شراِیط تدرِیس مِیباشدـ و از ترکِیب جملات و الفاظ خوش رنگ و لعاب و جاذب، طَرْفِی نمِیبندد و تنها مقصد و مقصود خود را براِی اهل بِینش و ارزش روشن و برملا مِیسازد.
راقم سطور را پس از مطالعۀ اِین مطالب، نهتنها عجب نِیامد، که بر اعتقاد و باور خود نسبت به معتقدات بِیپاِیه و تخِیّلات واهِی اِینگونه اشخاص راسختر و استوارتر گشت، و آن مَآل و عاقبتِی که پس از مطالعۀ مقالۀ قبض و بسط تئورِیک شرِیعت در سالِیان پِیش، پِیشبِینِی کرده بود را به رأِیالعِین مشاهده نمود و از اِین مرتبه نِیز جلوتر خواهد رفت.
|
خشت اوّل چون نهد معمار کج |
تا ثرِیّا مِیرود
دِیوار کج[١] |
اِین قلم به جهت همان مطالب اخِیرالذّکر، هِیچگاه در مقام پاسخ به اِینگونه مسائل بر نمِیآِید ـکه اِینقبِیل موارد را حدِّی نِیست و طرح شبهه و احتمال باطل از هر کسِی سرمِیزند، و بهطور کلِّی اِیجاد شکّ و تردِید هنرِی است که بر هر بِیهنرِی رواستـ گرچه عِرق وحَمِیّت دِینِی و تکلِیف الهِی و درخواست دوستان نسبت به پاسخگوِیِی از ِیک طرف، و مطالعۀ مقالات و پاسخهاِیِی که در اِین مسئله انتشار ِیافت و چهبسا در مقام جواب و اِیراد بِیّنات، مطالب صحِیح و سقِیم در هم آمِیخته شده است از طرف دِیگر، نظر و رأِی مرا تغِیِیر داد و طرِیق جدال به أحسن را بر سکوت و إغماض و بِیتوجّهِی راجح نمود.
نکتۀ قابل ذکر آنکه در ابتداِی امر، نِیّت و هدف بر نوشتن مقالهاِی مختصر و موجَز مانند ساِیر مقالات بود، امّا از آنجا که ملاحظه شد بسِیارِی از افراد در مقام پاسخگوِیِی به طرح مطالبِی که هِیچ ارتباطِی با اِین شبهات نداشته پرداختهاند، چارهاِی
[١]. دِیوان صائب تبرِیزِی، غزل شماره ٦٦٥:
|
چون گذارد خشت اوّل بر زمِین معمار
کج |
گر رساند بر فلک باشد همان دِیوار
کج |