افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٥ - حقِیقت وحِی به معناِی عام ِیعنِی القاِی مطالب و معانِی از افق دِیگرِی
در نفس انسان است. و همِین نکته در نثر نِیز موجود است؛ کلمات و جملات و مقالات بلغاء و فصحاء که به عنوان تمثِیل و شاهد در محاورات مردم جاِی باز کرده و همه کم و بِیش از اِینگونه امثال و حِکَم در سخنان خود بهره مِیگِیرند، بهواسطۀ برخوردارِی از لطف و ظرافتِی است که طبعاً در ساِیر جملات و تعابِیر عادِی موجود نمِیباشد، و اِین جاِی انکار نِیست. امّا با تمام اِین اوصاف، مسئلۀ وحِی با اِین امور هِیچ ارتباطِی ندارد، و تنها وجه مشترک بِین اِین دو همان جهت بدِیع بودن و غِیر عادِی بودن و ممتاز بودن از ساِیر اقران و امثال خود است؛ که صد البتّه اِین امتِیاز به عنوان ِیک وصف عارض عام، بر خِیلِی از امور حمل مِیشود، مثل همۀ ابتکارات و اکتشافات و اختراعات و افعال بدِیع و قابل توجّه که براِی همۀ افراد در موقعِیّتهاِی گوناگون ممکن است رخ دهد.
تحقِیقِی در معنا و مصادِیق وحِی و الهامات الهِی و القائات شِیطانِی
حقِیقت وحِی به معناِی عام ِیعنِی القاِی مطالب و معانِی از افق دِیگرِی
ناگفته نماند که مسئلۀ وحِی به شکل وسِیعتر، ِیعنِی القاِی ِیک مطلب در ذهن و ِیا ادراک ِیک روش و سنّت و ِیا نفوذ در نفس برزخِی و مثالِی، در قرآن مجِید آمده است، که به هر کدام اشاره مِیشود.
آنچه در تمامِی اِین شواهد و موارد به چشم مِیخورد اِین است:
در مسئلۀ وحِی، القاِی مطلب و معانِی از افق دِیگرِی بر نفس و ذهن پِیدا مِیشود، و ذهن بهواسطۀ اتّصال به آن مبدأ، چه خِیر و چه شر، آن مطلب و مسئله را فرا مِیگِیرد و بهکار مِیبندد.
و به عبارت دِیگر: ترتِیب مقدّمات و گزِینش قضاِیا گرچه براساس برهان و مبادِی اولِیّه و بدِیهِیّه باشد، امّا نتِیجۀ آن ـکه طبعاً آن هم صددرصد صحِیح و مُتقَن و صادق استـ از دائرۀ وحِی خارج است؛ زِیرا نتِیجه تابع ترکِیبِ مقدّمات و قضاِیاِی فکرِیّۀ حاصل شده است، و احتمال خطا و صدق در همۀ اِین قضاِیا وجود دارد، حال در بعضِی از اوقات بهواسطۀ دقّت و تأمّل شاِیسته و رعاِیت جهات فکر و نظر و قوانِین و مبانِی انتاج، مطلب صادق و منطبق با واقع از آب درمِیآِید، و در برخِی از موارد بهواسطۀ عدم رعاِیت صحِیح طرِیقۀ تفکّر و مبانِی منطقِی، طبعاً خطا و اشتباه از