افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨٣ - مدّعاِی صاحب مقاله در کِیفِیّت تأثِیر قوّۀ خِیال پِیامبر در مسئلۀ وحِی
«فمن شجرةِ نفسه جَنِی ثمرةَ غرسِه»؛[١] ”اهل کشف مِیوۀ مشاهده را از درخت شخصِیّت خوِیش مِیچِینند.“
بلِی، نحل آِیتِی است براِی اهل نظر، و اگر حضرت آِیةالله بهجاِی طوطِی به نحل و نخل نظر مِیکردند، تصوِیر گوِیاتر و نِیکوترِی از نسبت وحِی با محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم را درمِیِیافتند. طوطِی مقلّد کجا و زنبور مولّد کجا؟!
سخن حافظ کجا که:
|
در پس آِینه طوطِیصفتم
داشتهاند |
||||
|
آنچه استاد ازل گفت بگو مِیگوِیم |
||||
و سخن مولانا کجا که:
|
گِیرم اِین وحِی
نبِی گنجور نِیست |
||||||
|
هم کم از وحِی دل زنبور
نِیست |
||||||
مدّعاِی صاحب مقاله در کِیفِیّت تأثِیر قوّۀ خِیال پِیامبر در مسئلۀ وحِی
چهارم: مبادا گمان کنِی پِیامبر که کلام خدا را از جبرائِیل مِیشنود، همانطور بود که تو کلام پِیامبر را مِیشنوِی؛ ِیا گمان کنِی که پِیامبر مقلّد جبرائِیل بود همانطور که امّت مقلّد پِیامبرند. هِیهات! اِین کجا و آن کجا؟ اِینها دو نوع متباِیناند و تقلِید هِیچگاه علم اصِیل و سماع حقِیقِی نِیست. (صدرالدِین شِیرازِی، أسفار أربعه، ج ٧، ص ٩، موقف هفتم از سفر سوّم)
همۀ سخن در اِین فرشتۀ وحِی است و نوع ارتباطِی که با رسول خدا داشت.
از حشوِیّه و حنابله که بگذرِیم، هِیچ ِیک از فِیلسوفان اسلامِی از فارابِی گرفته تا بوعلِی و خواجه نصِیر و صدرالدِّین شِیرازِی، ورود وحِی بر پِیامبر را بدون وساطت قوۀ خِیال ممکن ندانستهاند و اگر جبرائِیلِی بوده، او هم در قوّۀ خِیال نزد پِیامبر مصوّر و حاضر مِیشده، ِیعنِی باز هم خلاّقِیّت قوّۀ خِیال بود که در را به روِی جبرائِیل مِیگشود و به او صورت و صفت مِیبخشِید؛ و اگر کارِی مِیکرد جز اِین نبود که پِیامبر را «إعداد» کند تا خود به «علم اصِیل» برسد، نه اِینکه پِیامبر چون شاگردِی از او بشنود و به مردم بازپس دهد.
[١]. فصوص الحکم، متن، ص ٦٦؛ شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، ص ٤٨٠.