افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠٧ - تجرّد و بِیصورتِی حقِیقت وحِی
صدها و هزاران سال پِیش و پس، روشن و آشکار است؛ اِین اطّلاع و علم و معرفت با اِین وضوح و آشکارِی از کجا آمده است؟
شرح اِین مطلب به طور مبسوط در فصل علم گذشت و در آنجا واضح شد که عالم مثال و بالاتر از آن، عوالمِی ثابت و لاِیتغِیّر مِیباشند؛ بهخلاف عالم مادّه که اصل تغِیّر و تحوّل، ذاتِی و لازم لاِینفکّ آن است، و به همِین جهت ما از حادثهاِی که ِیک دقِیقه بعد اتّفاق خواهد افتاد امکان ندارد مطّلع گردِیم، حتِّی پنج ثانِیه پس از زمان حال! زِیرا وسِیلۀ ادراک و معرفت ما در امور و حوادث مادِّی، همِین اعضاء و جوارح ما است و ارتباط آنها با عالم خارج بهوسِیلۀ امور مادِّی است، چون صدا و نور و حس و لمس کردن و بوِیِیدن و چشِیدن و اِینها همه امورِی هستند مادِّی و محکوم به مکان خاص و زمان خاص؛ و تا آن مکان و زمان خاص محقّق نگردد، امکان تحقّق آنها نِیز محال مِیباشد. روِی اِین اصل، در ارتباط با امرِی که فعلاً معدوم است، امکان ندارد انسان به طرِیق عادِی و سِیر ظاهرِی، علم و ِیقِین حاصل نماِید. بلِی، ممکن است انسان نسبت به پِیداِیش برخِی از حوادث، به حدس و گمانهاِیِی متوسّل گردد؛ ولِی بحث و صحبت ما براساس علم و معرفت و شهود است، نه حدس و گمان؛ خواه اِین امر مادِّی معدوم، ِیک ثانِیه بعد محقّق شود ِیا مِیلِیونها سال بعد، هر دو ِیکِی است.
حال اگر چنانچه فردِی با عبور از حاجز و مانع عالم مادّه و إشراف بر برزخ و مثال منفصل بتواند به حقاِیق و پدِیدههاِی آن عالم مطّلع گردد، خواهد فهمِید که همِین حوادثِی که در دنِیا دسترسِی به آنها براِی او بهوسِیلۀ ابزار و وساِیل عادِی محال مِیبود، اکنون براِی او چنان واضح و آشکار است که تو گوِیِی آنها را با همِین چشم در همِین دنِیا مشاهده مِیکند، و به اندازۀ سرسوزنِی فرق و تماِیز بِین آنچه در عالم مثال مشاهده کرده است با آنچه در اِین عالم اتّفاق افتاده است و ِیا خواهد افتاد، نخواهد ِیافت؛ چنانچه در مبحث علم گذشت.[١]
کِیفِیّت تشکّل و صورتبندِی حقاِیق بِیصورت عوالم مجرّده در عوالم مثال و مادّه
[١]. رجوع شود به ص ١١٣ـ١٢٢.