افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٩ - هر ملَکِی داراِی مظهرِیّت اسمِی از اسماء خاصّۀ حق تعالِی
بِیشترِی را برده باشند، بهرۀ آنها از فِیوضات و نفحات ذات اقدسش افزونتر خواهد بود، و اِین است معناِی سرِیان ذات و اسماء و صفات الهِی در تمامِی ماهِیّات عالم وجود به تناسب سعۀ وجودِی آن ماهِیّات.
ِیک طفل دبستانِی از آنجا که قابلِیّت و استعداد و تهِیّؤ او براِی درِیافت علم اندک است، حصّه و نصِیب او از اسم علِیم نِیز اندک خواهد بود؛ و به همِین ترتِیب بِیاِیِیم جلو تا برسِیم به ِیک حکِیم الهِی و ِیا عالم به معارف و حقاِیق الهِیّه که مقدار حظّ علمِی او طبعاً با آن طفل دبستانِی قابل مقاِیسه و مقدار نمِیباشد، و وقتِی مسئله به حِیطۀ عرفان و شهود عارف بالله مِیرسد دِیگر در اِینجا قلم از ترسِیم ماهِیّت علم باز مِیماند و کِیفِیّت انکشاف حقاِیق عالم وجود، صورت دِیگرِی به خود مِیگِیرد که چهبسا نه ادراک و فهمِی براِی ادراک اِین مسائلْ موجود، و نه لغت و زبانِی که بتواند اِین معانِی را بازگو نماِید موجود، و به قول عارف کامل شمس تبرِیزِی ـقدس الله سرّهـ:
|
من گنگ خواب دِیده و عالم تمام کر |
||||
|
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنِیدنش[١] |
||||
که اِینجا دِیگر مقام سرّ است و لببستن دستور است.
هر ملَکِی داراِی مظهرِیّت اسمِی از اسماء خاصّۀ حق تعالِیٰ
خلقت ملائکه از آنجا که خلقت نورانِی و عقلانِی است، حقِیقت وجود آنها حقِیقت نورِیّه است و هِیچ شائبهاِی از کثرت عالم طبع و مادّه و شهوات در وجود آنها معنا و مفهومِی ندارد، و آنها به عقل فعلِی در مرتبۀ وجودِی خود رسِیدهاند، ِیعنِی هر کدام از آنها بهواسطۀ ظهور اسم و صفتِی از اسماء و صفات الهِی در وجودشان به مِیزان مرتبۀ وجودِی خود از آن اسم و صفت بهرهمند شدهاند و در همان محدودۀ سعۀ وجودِی و مظهرِیّت خود به جانب حضرت حق توجّه و نظر دارند و از همان درِیچه به ذات حق مِینگرند و حِیثِیّت علمِی آنها همان حِیثِیّت ظهور اسم خاص و ِیا صفت خاص از جانب پروردگار است.
[١]. منسوب به شمس تبرِیزِی.