افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٢ - کِیفِیّت علم ملائکه به خلقت انسان و إفساد و قتل و غارت در روِی زمِین
اِین سخن به غاِیت سست و بِیپاِیه است، زِیرا اوّلاً: ملائکه وجودشان وجود عقلانِی و مجرّد است و حقِیقتِی که داراِی اِین خصوصِیّت است هِیچگاه ِیک امر مهمل و لغو و عبث در وجودش تحقّق پِیدا نمِیکند، بلکه حقِیقت او عِین منطق و عقل و انطباق با واقع است؛ اِینکه وجود جن قبل از خلقت انسان همراه با جنگ و خونرِیزِی بوده است، چه ربطِی به خلقت و وجود انسان دارد و به چه حجّت و ملاکِی ملائکه قبل از معرفت و رؤِیت انسان مِیتوانند نسبت به اِین خلقت به خداوند متعال اعتراض و اِیراد نماِیند؟! اِین حرف از ِیک فرد عادِی قبِیح است، چه رسد به ملائکه مقرّب که اصلاً حقِیقتشان حقِیقت نورِیّه و تجرّدِیه است، و جا داشت که خداوند در جواب آنها بفرماِید: شما که هنوز آنها را ندِیدهاِید چرا در قضاوت عجله کردهاِید و سخن گزاف راندهاِید؟ کمِی صبر کنِید ببِینِید اِینها مانند جنها در طول حِیات به تخاصم و نزاع برمِیخِیزند ِیا نه! و لذا بهطور کلِّی اصل اِین اعتراض با نفس خلقت ملائکه در تعارض است.
ثانِیاً: احساس ملائکه و کِیفِیّت تعلّقشان به عالم مادّه که با چشم و گوش و اعضاء و جوارح مادِّی نِیست؛ حقِیقت ملائکه حقِیقت نورِیّه و از سنخ مجرّدات است و حقِیقت مجرّده در تعلّق به شِیء دِیگر با حقِیقت مثالِی و ملکوتِی آن شِیء ارتباط پِیدا مِیکند، نه با جسم و بدن عنصرِی و مادِّی او. بنابراِین ملائکه براِی اطّلاع از خصوصِیّات عالم مادّه نِیاز ندارند از عالم تجرّد خود مانند کبوتران بال بزنند و به عالم مادّه سرازِیر شوند تا با چشمان خود به حوادث و قضاِیاِی اِین عالم پِی ببرند؛ زِیرا عالم مادّه که زِیر عالم مجرّد نِیست، و اصلاً حکم زمان و مکان را به عوالم مجرّده سراِیت دادن عقلاً محال است و اِین دو عالم از دو مقولۀ مختلف و متفاوتاند، ِیکِی معلول و مقهور زمان و مکان است و دِیگرِی قاهر و مافوق زمان و مکان، و چه ربطِی بِین اِین دو مقوله وجود دارد؟! کِیفِیّت اطّلاع ملائکه بر حوادث زمِین، ارتباط آنها با ملکوت اِین حوادث است نه به خود جنبۀ فِیزِیکِی و مادِّی اِین حوادث همچون بشر.