افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤٤ - منشأ ادراکات اولِیاِی الهِی
مولَِیالموحّدِین امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام گذشت[١]ـ، در آن مرتبه بدون احساس صورت خارجِی و بدون واسطه در ابلاغ، خود به حقاِیق ربوبِی دست خواهد ِیافت.
بنابراِین، اِینکه: «چون انسان حقِیقتِی را از خود نمِیبِیند پس حکم به منشأ خارجِی و ربوبِی او مِیکند»،[٢] محل تأمّل است.
منشأ ادراکات اولِیاِی الهِی
اولِیاِی الهِی همۀ آنچه را که ادراک مِیکنند، از درون ذات خود ادراک مِیکنند نه از برون؛ امّا کدام درون؟ آِیا درون آنان مانند درون ما است که آمِیختهاِی از هواها و هوسها و امِیال شهوانِی و احساسات دنِیوِی و حبّ مقام و رِیاست و ترفّع و أنانِیّت و هزار مکر و حِیله و خدعه، گرچه به ظاهر ظاهرِی آراسته و عوامپسند و وجِیهالملّة داشته باشِیم و با اِین وجاهت به صِید و إغفال مردم خام و ناپخته و بِیاطّلاع از راز و رمز عالم هستِی بپردازِیم؟!
درون اولِیاِی الهِی درونِی مصفِّی است، مطهّر است، صاف، همچو آب زلال است، بِیإنِّیت و أنانِیّت همچو آِینه پاک و روشن است، آنها داراِی نفس نِیستند تا حقِیقت را با هوس بِیالاِیند و پِیام الهِی را با منوِیّات شِیطانِی ملوّث نماِیند و آن را با شهوات درآمِیزند و ساخته و پرداخته و تراشِیده چون بت و مجسّمه نماِیند، و آنگاه تحوِیل مردم دهند.
و اکنون همۀ ما خود را داراِی نفس بِیغلّ و غش و ضمِیرِی صاف و قلبِی مطِیع اوامر و نواهِی الهِی مِیدانِیم و مستحقّ خطابِ به ابلاغ و تبلِیغ مِیشمرِیم و تروِیج مکتب و مذهب را حقّ مسلّم خود به حساب مِیآورِیم، و دِیگران را از اِین حِیطه و محِیط، دور و برحذر مِیدارِیم و مرتبهاِی فوق مرتبۀ وجودِی خود براِی احدِی قائل نمِیباشِیم و ششدانگ بهشت و نعِیم الهِی را از آنِ خود مِیدانِیم و دِیگران
[١]. رجوع شود به ص ٣١٨.
[٢]. سفِیر حق و سفِیر وحِی، ص ٢٦؛ پاسخ آِیة الله منتظرِی ـرحمة الله علِیهـ به پرسشهاِیِی پِیرامون نظرِیۀ قرآن و وحِی عبدالکرِیم سروش، ذِیل «تفاوت علوم کسبِی و کشفِی».