افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٧ - مقصود از تسبِیح و حمد پروردگار توسّط تمام موجودات عالم هستِی
حمد رعد را با ملائکه در ِیک سِیاق بِیان فرموده است)؛
(وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ)،[١] (که در اِینجا با تسبِیح حضرت داود، کوهها نِیز به تسبِیح درآمدهاند).
اِین آِیات و بسِیارِی دگر، همه حکاِیت از وجود حقِیقِی و واقعِی علم و حِیات و قدرت در همۀ مراتب وجود دارند، و هر کدام بر حسب سعه و ظرفِیّت وجودِی خود به تسبِیح و تقدِیس و حمد و ذکر پروردگار مشغولاند.
در صحِیفۀ سجّادِیّه نِیز مِیبِینِیم که حضرت سجّاد علِیهالسّلام خطاب به ماه، او را موجودِی داراِی شعور و ادراک و تسلِیم و مطِیع ارادۀ پروردگار مِیداند و مِیفرماِید:
أِیُّها الخَلقُ المُطِیعُ، الدّائِبُ السَّرِیعُ، المُتَرَدِّدُ فِی مَنازِلِ التَّقدِیرِ، المُتَصَرِّفُ فِی فَلَکِ التَّدبِیرِ! آمَنتُ بِمَن نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ، و أوضَحَ بِکَ البُهَمَ، و جَعَلَکَ آِیَةً مِن آِیاتِ مُلکِهِ، و علّامةً مِن عَلاماتِ سُلطانِهِ؛ و امتَهَنَکَ بِالزِّیادَةِ و النُّقصانِ، و الطُّلوعِ و الأُفولِ، و الإنارَةِ و الکُسوفِ. فِی کُلِّ ذلکَ أنتَ لَهُ مُطِیعٌ، و إلِی إرادَتِهِ سَرِیع....[٢]
«اِی مخلوقِی که مطِیع اراده و مشِیّت پروردگارِی، و در حرکتِ استمرارِی خود با سرعت در مدارهاِیِی که براِی تو تعِیِین شده است به پِیش مِیروِی و در نظام اراده و تدبِیر، به هر صورت و گونه درمِیآِیِی! اِیمان آوردم به آن ذاتِی که بهواسطۀ تو تارِیکِیها را زدود و ناشناختهها را واضح و روشن ساخت و تو را نشانهاِی از نشانهها و علامات سلطنت و اقتدارش قرار داد؛ و تو را به زِیاده و نقصان و طلوع و اُفول و تمامِیّت و کسوف، متحوّل گردانِید. و در تمام اِین موارد تو مطِیع و فرمانبردار او بودِی و ارادۀ او را با سرعت و بدون کمترِین تأنِّی و تأخِیرِی به ظهور مِیرساندِی....»
[١]. سوره أنبِیاء (٢١) آِیه ٧٩.
[٢]. الصحِیفة السجّادِیّة، فقراتِی از دعاِی ٤٣: «و کان من دعائه علِیهالسّلام إذا نظر إلَِی الهلال».