افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٥٨ - مخالفت با مثنوِی مولانا به سبب اشتمال بر مبانِی دقِیق عرفان اسلامِی
اهلسنّت متأسّفانه به محض اِینکه مشاهده کنند نوِیسندهاِی هر چند مبرّز و فرهِیخته از مِیان جماعت شِیعِیان برخاسته است، با تعبِیرات ناشاِیست و توصِیف به رفض و خروج از جماعت، درصدد ردع و رفض او برمِیآِیند و اذهان را علِیه او مِیشورانند و کتب او را از زمرۀ کتب ضلال مِیشمرند؛ و بر اِین تعصّب، عنوان دفاع از کِیان مکتب سنّت مِیگذارند و خود را در اِین اقدام و منهج، مُحق و سزاوار مِیبِینند.
متأسفانه برخِی از علماِی ما نِیز در مقابل اِین منهاج، درست بعِینه بر همِین ممشا و مسِیر حرکت مِینماِیند، ولِی بسِیار ناموزونتر و ناشاِیستهتر؛ زِیرا اگر در مشرب عامّه، مخالفت با علماِی شِیعه بر محور و مدار عدم قبول خلافت غاصبِین و ظالمِین به اهلبِیت عصمت و طهارت قرار گرفته است، در مسئلۀ مخالفت غِیر مطّلعِین از شِیعه، مبنا بر محورِیّت عرفان و فلسفه و مبانِی قوِیم اِین دو مدرسه است، گرچه به صورت و رنگ انتحال به سنّت مطرح مِیشود، و اِین گناهِی است نابخشودنِی.
بسِیارِی از جهّال از آنجا که نمِیتوانند و تا ابد نِیز نخواهند توانست که با مبانِی رصِین و پولادِین فلسفه و عرفان اسلامِی و تشِیّع علوِی و مدرسۀ اهلبِیت سلام الله علِیهم اجمعِین، به مقابله برخِیزند، و جز تحوِیل چرندِیاتِی چند و لاطائلاتِی در صفحات و اوراق به مردم عوام مطلبِی ندارند، از راه انتحال به سنّت و گراِیش به عامّه وارد مِیشوند و مولانا و امثال او را از جهت دارا بودن کِیش و مذهب تسنّن، محکوم و مطرود مِیسازند. و اِین نکته نهاِیت بِیانصافِی و درِیوزگِی علمِی و فرهنگِی است.
مخالفت با مثنوِی مولانا به سبب اشتمال بر مبانِی دقِیق عرفان اسلامِی
اگر اشعارِی که مدح و ثناِی خلفاِی ثلاثه را دارا است، از مثنوِی مولانا حذف کنِیم و خود مولانا اقرار نماِید که اِین اشعار مثلاً از من نبوده و بدان افزوده شده است، آِیا دِیگر اِین کتاب بِیمثال براِی شما خالِی از اشکال و اِیراد خواهد شد و دِیگر اعتراضِی بر او و مطالبش وارد نخواهد بود؟! خِیر، مثنوِی مولانا اشکالش در اشعار مدح خلفاء نِیست، بلکه در اعلان و ابلاغ و اظهار مبانِی عرفان و وحدتوجود است! شما از وحدت وجود مولانا مِیترسِید، نه از مدائح او نسبت به خلفاء! چه خوب مِیدانِید که شخصِیّتِی بِیبدِیل چون جنابش اگر از مثل ابوبکر و عمر و عثمانِی که در عرصۀ