افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٦ - اشعار مولانا قدّس الله سرّه در حقِیقت توحِید افعالِی
بر مبنا و مکتب اصِیل و رصِین توحِید افعالِی، ِیک اراده در تمامِی مظاهر وجود سارِی و جارِی است؛ چه آن مظهر، وجودِی مادِّی و طبِیعِی باشد و چه از جمله مجرّدات و اعِیان ملکوتِیّه و قدسِیّه، همه و همه به ِیک منوال و ِیک نسق در چنبرۀ حکومت مطلقه و سلطۀ بِیحدّ و انتهاِی حضرت حق مقهور و خاضع مِیباشند.
اشعار مولانا قدّس الله سرّه در حقِیقت توحِید افعالِی
مولانا جلالالدِّین بلخِی ـقدّس الله سرّهـ چه نغز و شِیوا در اِین باب مِیفرماِید:
|
ما چو چنگِیم و تو زخمه
مِیزنِی |
||||||
|
زارِی از ما نِی،
تو زارِی مِیکنِی |
||||||
|
ما چو نائِیم و نوا در
ما ز توست |
||||||
|
ما چو کوهِیم و صدا در
ما ز توست |
||||||
|
ما چو شطرنجِیم اندر برد
و مات |
||||||
|
برد و مات ما ز توست اِی
خوش صفات |
||||||
|
ما که باشِیم اِی
تو ما را جان جان |
||||||
|
تا که ما باشِیم با تو
در مِیان |
||||||
|
ما عدم هاِیِیم
هستِیها نما |
||||||
|
تو وجود مطلق و هستِیّ
ما[١] |
||||||
|
ما همه شِیران ولِی
شِیر علَم |
||||||
|
حملهشان از باد باشد دم به
دم |
||||||
|
حملهشان از باد و
ناپِیداست باد |
||||||
|
جان فداِی آنکه
ناپِیداست باد[٢] |
||||||
|
باد ما و بود ما از دادِ توست |
||||||
|
هستِی ما جمله از
اِیجاد توست |
||||||
[١]. خ ل: تو وجود مطلقِی فانِی نما.
[٢]. خ ل: آنکه ناپِیداست از ما کم مباد.