افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٠ - اشعار خواجه حافظ شِیرازِی در جامعِّیت انسان در مظهرِیّت جمِیع اسماء و صفات حق تعالِی
در اِینجا به نظر مِیرسد که مفاد اسماء در آِیۀ شرِیفه کمکم روشن و واضح مِیشود، که خداِی متعال گرچه ملائکه خود را هر کدام به حسب سعۀ وجودِی خودشان داراِی مظهرِیّت اسمِی از اسماء خود و ِیا صفتِی از صفات خوِیش کرده است، امّا آنها در همان اسم و صفت خاص محدود و منمحض بوده و از ساِیر اسامِی و صفات ناشِیه از آن بهره ندارند؛ ولِیکن در ذات و سرشت و اصل آدم همۀ اسماء خود را به نحو أتمّ قرار داد و او را مظهرِیّت تام نسبت به ذات خوِیش عناِیت نمود،[١] و بدِین لحاظ شاِیستگِی خلافت و جانشِینِی پروردگار را در روِی زمِین بهدست آورد و آِینۀ تمامنماِی ذات و اسماء و صفات او گردِید و وجود نازل حضرت حق در عالم مادّه و شهادت شد و توانست خلعت خلافةاللهِی را در بر خود کند و رداِی تجلِّی اتمّ اسماء و صفات پروردگار را بر دوش خود افکند و حقِیقت همان ذات را در وجود و سرّ و سوِیداِی خود به منصّۀ ظهور درآورد. و اِین است سرّ آنچه ملائکه نسبت بدان جاهل بودند و اطّلاعِی از کمّ و کِیف و حقِیقت آن نداشتند و در مقابل پروردگار زبان به اعتراض و استکشاف نقطۀ مجهول خود باز نمودند.
اشعار خواجه حافظ شِیرازِی در جامعِّیت انسان در مظهرِیّت جمِیع اسماء و صفات حق تعالِیٰ
خواجه حافظ شِیرازِی ـرحمة الله علِیهـ چه خوش و نغز در اِینباره مِیفرماِید:
|
سالها دل طلب جام جم از ما
مِیکرد |
||||
|
و آنچه خود داشت ز
بِیگانه تمنّا مِیکرد |
||||
|
گوهرِی
کز صدف کون و مکان بِیرون است |
||||
|
طلب از گمشدگان لب درِیا
مِیکرد |
||||
[١]. شرح فصوص الحکم، قِیصرِی، فص ابراهِیمِی، ص ٥٧٦، در تفسِیر آِیۀ شرِیفۀ: (وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا):
«أِی: أعطاه الأسماء و الصفات الإلهِیة؛ لأنّ حقِیقته عبارة عن ظهور هوِیة الحق فِی صورة عِینه الثابتة، فهِی حقٌ ثابتٌ للمخلوق.»