افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٧٧ - تلازم دو جنبۀ وجود جمعِی و اجمالِی و وجود بسطِی و تفسِیرِی در نفس رسول خدا
از پِیداِیش وجود مادِّی و عنصرِی رسول خدا محقّق شده است در عالم مادّه و شهادت، و چه حوادث و حقاِیقِی که پس از تولّد و ظهور جسمانِی بهوجود خواهد آمد، و چه کلِّیۀ حقاِیق مجرّده که زمان و مکان دخالتِی در تحقّق آنها ندارد؛ همه و همه را در آِینۀ نفس خود به صورت وجود جمعِی و اجمالِی و لفِّی حاضر و ثابت مِیِیابد و بدان مِینگرد.
و در جنبۀ دوّم که مقام نشر و بسط و تفسِیر و تقسِیم در عالم خارج است، به انتظار اراده و مشِیّت پروردگار مِینشِیند و صبر مِیکند و از خود دخالتِی نمِیکند، گرچه آگاه است امّا دم برنمِیآورد، و گرچه از نفوس اطّلاع دارد امّا کشف سرّ نمِیکند و آبروِی افراد را نمِیبرد، و گرچه از مَآل و آِیندۀ افراد پس از رحلت خود مطّلع است امّا صلاح را در افشاِی حوادث پس از رحلتش نمِیداند و انگشت بر روِی افراد بهخصوص نمِیگذارد ـبلِی، گاهگاهِی با اِیماء و اشاراتِی و چهبسا تصرِیحاتِی نسبت به حقاِیق آِینده مطالبِی را بر زبان مِیآوردـ و منتظر بروز و ظهور خارجِی آن حوادث در گسترۀ زمان و شراِیط مستعدّه مِیماند.
بنابراِین، تمام تعبِیرات و کلماتِی که در آِیات قرآن خطاب به رسول خدا همچون:
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ)؛[١] «اِی پِیامبر به زنانت اِینطور بگو!»
و ِیا:
(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ)؛[٢] «به مؤمنان بگو که چشمان خود را بر نامحرم نِیندازند!»
و هکذا... خطاب واقعِی خداوند به او مِیباشند؛ زِیرا همِین خطاب هم در لوح محفوظ از جملۀ حقاِیق خارجِیّۀ وحِی است، و نمِیتوان بِین آنها و ساِیر از الفاظ و کلمات و آِیات قرآن تفاوتِی قائل شد.
[١]. سوره أحزاب (٣٣) آِیه ٢٨ و ٥٩.
[٢]. سوره نور (٢٤) آِیه ٣٠.