افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٧ - کلام صدرالمتألّهِین در وجود تعلّق و عشق موجودات به حق تعالِی
أنّ جمِیعَ الأشِیاء حِیٌّ ناطقٌ ذاکرٌ لِله مسبّحٌ ساجدٌ له. کما نطَق به القرآن فِی قوله: (وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ)،[١] و قوله: (وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ).[٢]
و نحن بحمد الله عرَفنا ذلک بالبرهان و الإِیمان جمِیعًا؛ و هذا أمر قد اختصّ بنا بفضل الله و حُسن توفِیقه.[٣]
«و شما بهخوبِی مِیدانِی که اثبات عشق در موجودِی بدون حِیات و شعور در آن موجود، صرفاً لقلقۀ زبان خواهد بود و معنا و مفهومِی نخواهد داشت. و ما در بحث علّت و معلول، عشق هِیولِی و مادّه را به صورت، براساس برهان و قواعد منطقِیّه به اثبات رساندِیم. و قبلاً نِیز به اثبات حِیات و شعور در جمِیع موجودات پرداختِیم، و اِین مسئله همان مطلب مهم و قابل توجّه در اِینجاست؛ درحالِیکه ادراک حقِیقِی و واقعِی آن و وصول به مرتبۀ شهود، نه براِی فردِی مثل شِیخالرّئِیس ابوعلِی سِینا و نه براِی فلاسفه و حکماِی متأخر از او تا زمان ما حاصل نشده است، مگر براِی اهل کشف و شهود از صوفِیّه که اِین مسئله براِی آنها بهصورت کشف وجدانِی و شهود قلبِی و نِیز استناره و استعانت از کتاب الهِی و رواِیات وارده از حضرات معصومِین صلوات الله و سلامه علِیهم أجمعِین بهصورت بِیّن و روشن آشکار گردِیده است که: تمامِی اشِیاء در عالم وجود داراِی حِیات بوده و همگِی به ذکر پروردگار، ناطق و تسبِیح او را مِیگوِیند و در برابر ذات لاِیتناهِی به سجده و کُرنش مِیپردازند. چنانچه در قرآن کرِیم وارد است:
(و هِیچ موجودِی از موجودات نِیست مگر اِینکه تسبِیح خداِی را همراه با حمد و ستاِیش او بجاِی مِیآورند؛ ولِیکن شما قادر بر فهم و ادراک تسبِیح آنها نمِیباشِید!) و ِیا اِینکه مِیفرماِید: (هر موجودِی در آسمانها و زمِین در
[١]. سوره إسراء (١٧) آِیه ٤٤.
[٢]. سوره رعد (١٣) آِیه ١٥.
[٣]. الحکمة المتعالِیة، ج ٧، ص ١٥٢.