افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨٢ - شرط دوّم عدم وجود راه دِیگرِی براِی إعمال غرض و مقصد بهجز دروغ
ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ * قَالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكَانًا وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ).[١]
«و زمانِی که برادران ِیوسف بر او وارد شدند، برادر خود را نزد خود خواند و به او گفت: من برادر تو هستم، پس از أعمال اِین برادران ناراحت مشو! * و زمانِی که بار آنها را بست، جام را در بار برادر خوِیش قرار داد، آنگاه منادِی ندا برداشت: اِی کاروان، شما دزدانِید! *
برادران ِیوسف رو کردند به منادِی و گفتند: چه چِیزِی از شما گم شده است؟ * آنها گفتند: جام پادشاه را گم کردِیم، و براِی کسِی که آن را تحوِیل دهد ِیک بار شتر اضافِی مِیبخشِیم، و ما بر اِین تعهّد ضمانت مِیکنِیم! *
برادران ِیوسف گفتند: قسم به خدا، شما مِیدانِید که ما براِی إفساد و دزدِی اِینجا نِیامدِیم! * گفتند: پس جزاِی کسِی که اِین جام را برده است، چه خواهد بود اگر معلوم شود شما دروغ گفتهاِید؟ *
برادران گفتند: جزاِی او اِین است که خود او را به شما تحوِیل دهِیم؛ هر تصمِیمِی دربارۀ او گرفتِید، اختِیار با شما است. ما اِینچنِین پاداش مِیدهِیم*
حضرت ِیوسف ابتدا بار ساِیر برادران را باز نمود، و سپس جهاز برادر خوِیش را گشود و آن جام را از بار برادر بِیرون آورد. و اِینچنِین براِی ِیوسف حِیله اندِیشِیدِیم تا بتواند برادر خود را نگه دارد؛ زِیرا در قانون آن منطقه و پادشاهِی هِیچ راهِی براِی گروگان گرفتن برادرش نبوده است، مگر آنکه خدا بخواهد. و ما هرکه را بخواهِیم بر درجاتش مِیافزاِیِیم و برتر از هر داناِیِی، داناِی دِیگرِی وجود دارد *
برادران ِیوسف گفتند: اگر اِین فرد امروز دزدِی کرده است، برادر او نِیز قبلها دزد بوده است!
ِیوسف اِین کلام را شنِید و چِیزِی نگفت و به آنها گفت: موقعِیّت شما بدتر است و خداوند به آنچه توصِیف مِیکنِید آگاهتر است!»
[١]. سوره ِیوسف (١٢) آِیات ٦٩ـ٧٧.