افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١ - مصادِیقِی براِی شعور و ادراک موجودات عالم
|
هود گِرد مومنان، خط مِیکشِید |
نرم مِیشد باد کانجا
مِیرسِید |
|
|
هرکه بِیرون بود زان خط
جمله را |
پاره پاره مِیشکست اندر
هوا |
* * *
|
همچنِین بادِ اجل با
عارفان |
نرم و خوش همچون نسِیمِ
بوستان |
|
|
آتش ابراهِیم را دندان
نزد |
چون
گُزِیدۀ حق بوَد، چونش گزد؟! |
* * *
|
موج درِیا چون به امر حق
بتاخت |
اهل موسِی را ز
قبطِی واشناخت |
|
|
خاک، قارون را چو فرمان در
رسِید |
با زر و تختش به قعر خود
کشِید |
|
|
آب و گل چون از دم
عِیسِی چرِید |
بال و پر بگشاد و مرغِی
شد، پرِید |
|
|
از دهانت چون برآِید حمد
حق |
مرغ جنّت سازدش ربّالفلق |
|
|
هست تسبِیحت بهجاِی آب و گل |
مرغ جنّت شد ز نفخِ صدقِ دل |
|
|
کوه طور از نور موسِی شد
به رقص |
صوفِی کامل شد و رَست او
زِ نقص |
|
|
چه عجب
گر کوه، صوفِی شد عزِیز |
جسم موسِی از
کلوخِی بود نِیز[١] |
مصادِیقِی براِی شعور و ادراک موجودات عالم
بنابراِین، اِینکه ستون حنّانه از فراق رسول خدا به ناله درمِیآِید،[٢] و ِیا درخت
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر اوّل.
[٢]. مناقب آل أبِیطالب، ابنشهرآشوب، ج ١، ص ٩٠؛ بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٣٨٠؛ صحِیح بخارِی، ج١، ص ٢٢٠:
«جابر بن عبدالله قال: ”کان جِذعٌ ِیقوم إلِیه النّبِی صلِّی الله علِیه و آله و سلّم؛ فلمّا وُضِع له المنبرُ سَمِعنا للجِذعِ مثلَ أصوات العِشار حتِّی نزَل النّبِی صلِّی الله علِیه و آله و سلّم فوضَع ِیده علِیه.“»
«جابر بن عبدالله گفت: تنۀ درخت خرماِیِی بود که پِیغمبر خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم هنگام سخنرانِی بدان تکِیه مِیدادند. و هنگامِی که براِی پِیامبر خدا منبرِی ساخته و قرار دادند و حضرت بر منبر رفته و اِیراد سخن کردند، ما شنِیدِیم که از اِین تنۀ درخت خرما صداِی نالهاِی برخاست به مانند صداِی نالۀ شتر مادۀ حامله؛ تا اِینکه پِیامبر خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم از منبر پاِیِین آمدند و دست خوِیش را بر آن تنۀ درخت خرما نهادند تا او آرام گرفت.»