افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠٧ - نقد ادّعاِی عدم ادراک معنا و مراد حقِیقِی آِیات مبدأ و معاد
مرحوم قاضِی ِیک فرد عامِّی و ساده نبود، از نقطهنظر احاطه بر ادبِیّات پارسِی و عربِی زبانزد اقران و حوزۀ نجف بود. در سرودن اشعار عربِی آنقدر تسلّط داشت که بعضِی از مطّلعِین بر اشعار عرب که بهواسطۀ شدّت تبحّر و حذاقت در ادب عرب و بلاغت، بِین شاعر فارسِی از شاعر عرب فرق مِیگذاشتند، از تشخِیص اشعار عربِی مرحوم قاضِی عاجز مِیماندند.
در احاطۀ بر تفسِیر قرآن و فقه و اصول، کسِی را در حوزۀ نجف ِیاراِی مقابله و همآورِی با اِیشان نبود، و حوزۀ تدرِیس اِیشان از نظر اتقان و جامعِیّت ضربالمثل بوده است. همِینقدر متذکّر مِیشوم که مرحوم علاّمه طباطبائِی با آن جلالت قدر و عظمت شأن بارها مِیفرمود:
اِین روش و مسلکِی را که ما در تفسِیر المِیزان بهکار بردِیم، از استادمان مرحوم قاضِی آموختِیم.
و امّا از جهت فلسفه و عرفان که چه گوِیم؟ مرحوم علاّمه طباطبائِی مِیفرمود:
از نقطهنظر احاطه بر مبانِی فلسفِی و عرفانِی، کسِی به جامعِیّت استاد ما مرحوم قاضِی نِیامده است.
آنوقت اِین فرد که شاگرد مکتب علِیّ مرتضِی و اولاد معصومِین او است، دربارۀ کتاب عرشِی مثنوِی چنِین گفتارِی مِیفرماِید.
مولاناِیِی که خود را محو و فانِی در ولاِیت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام و سرمست از بادۀ لمِیزلِی و رحِیق مختوم ولاِیت مرتضوِی مِیداند، چنِین کتابِی به عرصه علم و معرفت ارزانِی داشته است؛ حال دربارۀ قرآن کرِیم که ناموس عالم وجود و کتاب مبِین عالم تکوِین است چگونه قضاوت مِینماِیِیم؟ و آِیا توقّع دارِیم که هر نفهم و بِیمحتواِیِی بتواند همۀ حقاِیق و مراد جدِّی پروردگار را در راز و رمزهاِی نهفته و مستتر در آن درِیابد؟ و شما خِیال مِیکنِید با اِین دو کلمه سواد بِیسروته و اِین پِیشرفت دو قدمِی علم در برخِی عرصههاِی تکنولوژِی و تکنِیک و کشف بعضِی از امراض و تداوِی آنها، به حقاِیق مستوره در قرآن دسترسِی پِیدا مِیکنِید؟