افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦ - نقش برگزِیدگان و اولِیاِی الهِی در هداِیت و سعادت بشر
و سؤال دِیگر اِینکه: اگر اِین برگزِیدگان، خود داراِی خطا و اعوجاج در طرِیق بوده باشند چگونه مِیتوانند هادِی و دستگِیر ساِیرِین باشند؟!
و لذا براساس برهان، ارتباط اِین اولِیاِی الهِی با پروردگار باِید مصون از خطا و محفوظ از تغِیّرها و تبدّلها بوده باشد؛ و در اِین اتّصال، سرّ و قلب ولِیّ خدا با مبدأ حِیات، خود با اشراب و افاضۀ انوار حق، حِیّ و مستنِیر و منِیر خواهد شد و با استجلاب انوار بهاء ملکوت، همچون چراغِی فروزان، هم خود نورانِی و هم به دِیگران نورافشانِی مِینماِید.
و امّا دِیگران، گرچه حظّ و نصِیبِی از علوم و معارف الهِی برده باشند و با مبانِی و حقاِیق آن کم و بِیش سرگرم و متمتّع باشند، ولِی تا وقتِی که اِین قلب و سرّ به آن مرتبۀ از کمال و صفا و تجرّد نرسِیده باشد، احتمال خطاِی در فکر و اعوجاج در مسِیر و انحراف در روش و منهاج، در آنها وجود دارد.
بارِی از مِیان راهِیافتگان به حرِیم قدس و واصلان به قلّۀ قاف، تنها کسِی که گوِی سبقت را در عرصۀ سباق از ساِیر انبِیا و مرسلِین و اولِیاِی الهِی ربوده و منزلت «لِیِ مع الله»[١] را در بهترِین و شاِیستهترِین جاِیگاهش از آن خود نموده است و به خطاب تشرِیف: «لولاک لَما خلَقتُ الأفلاک»[٢] نائل آمده است، حضرت محمّدبن عبدالله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم است که وجودش اُسوه و الگوِی همۀ پِیامبران و شاهد بر شراشر وجود آنان و مُشرف بر ضمائر و اسرار و رموز نفوس انبِیا و اولِیا مِیباشد.
|
تاج سرت افسر لَعَمرُک[٣] |
دِیباِی برت
قباِی لولاک[٤] |
[١]. مستفاد از رواِیت شرِیف بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٦٠:
«لِی مع اللهِ وقتٌ لاِیَسعُه مَلکٌ مقرّبٌ و لانبِیٌّ مرسلٌ و لاعبدٌ مؤمنٌ امتحَن الله قلبَه لِلإِیمانِ.»
[٢]. همان، ج ١٦، ص ٤٠٦.
[٣]. اشاره به سوره حجر (١٥) آِیه ٧٢.
[٤]. دِیوان کمپانِی، ص ٨.