افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٤ - اشعار ابنفارض مصرِی دربارۀ وحدت ذاتِی حق با موجودات
اسماء و صفات و لوازم آن که همان اعِیان ثابته هستند، با انسان معِیّت دارد.»
اشعار عرفاء بالله دربارۀ وحدت ذاتِی حق با موجودات
در اِینجا مناسب است به برخِی از اشعار عرفاء بالله دربارۀ وحدت ذاتِی حق با موجودات اشاره شود:
|
ِیا جَلِیّ
الظُّهورِ و الإشراقْ |
کِیست جز تو در أنفس و آفاق |
|
|
لَِیسَ فِی الکائِناتِ
غَِیرُکَ شَِیءْ |
أنتَ شَمسُ الضُّحِی و
غَِیرُکَ فَِیءْ |
|
|
دو جهان ساِیه است و نور
توِیِی |
ساِیه را
ماِیۀ ظهور توِیِی |
|
|
حرف ما و من از دلم بتراش |
محو کن غِیر را و جمله
تو باش |
|
|
خود چه غِیر و کدام
غِیر اِینجا |
هم ز تو سوِی توست
سِیر اِینجا |
|
|
در بداِیت ز توست سِیر
رجال |
وز نهاِیت به سوِی
توست آمال[١] |
بنابراِین ملائکه که بر حضرت آدم علِیهالسّلام سجده نمودند، نفس ظهور ذاتِی حق را در اِین وجود مشاهده نمودند و خواهِی نخواهِی نسبت به آن سجده و خضوع نمودند؛ پس اِین امر از جانب پروردگار ِیک امر تشرِیعِی اعتبارِی نبوده است، بلکه ِیک امر مولوِی منتزع و منبعث از ِیک حقِیقت تکوِینِیّه و ِیک حادثۀ واقعِی بوده است، و ملائکه مِیباِیست در قبال چنِین وجودِی سر به سجده فرود آورند و در برابر او اظهار ذلّت و پستِی نماِیند.
اشعار ابنفارض مصرِی دربارۀ وحدت ذاتِی حق با موجودات
عارف عظِیم و والاِی شهِیر، حضرت ابنفارض مصرِی در اِین مورد مِیفرماِید:
|
١. و جاء حدِیث فِی
اتّحادِی ثابت |
رواِیته بالنّقل غِیر
ضعِیفةٍ |
|
|
٢.
بشِیرٌ بحبّ الحقّ بعد تقرّب |
إلِیه بنفلٍ أو أداء
فرِیضةٍ |
|
|
٣.
و موضع تنبِیه الإشارة ظاهرٌ |
به کنتُ له سمعًا کنور
الظهِیرة[٢] |
[١]. روح مجرّد، ص ٣٨٦.
[٢]. مستفاد از الکافِی، ج ٢، ص ٣٥٢، حدِیث قدسِی:
«ما تقرَّب إلِیّ عبدِی بشِیءٍ أحَبَّ إلِیّ مِن ما افترَضتُ علِیه، و إنَّهُ لَِیتقرَّب إلِیّ بالنافلة حتِّی أُحِبَّه؛ فإذا أحبَبتُه، کنتُ سمعَه الّذِی ِیسمَع به و بصرَه الذِی ِیُبصِرُ به و لِسانَه الّذِی ِیَنطِق به و ِیده الذِی ِیبطش بها...» ـالحدِیث. &span class="no-content"&ï