افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٣٧ - اختصاص مقام شفاعت کبرِی به حضرت خاتمالأنبِیاء
جدا شد و از آنها فاصله گرفت و چنِین گمان نمود که ما بر او سلطه و استِیلاء نخواهِیم ِیافت. (و آنگاه که در شکم ماهِی در ظلمات جاِی گرفت) ندا برآورد که هِیچ معبودِی و صاحب اثر و سببِی جز خداِی احد و واحد نمِیباشد، منزّه مِیباشِی اِی پروردگار از حدس و گمان ما، بهدرستِیکه من از ستمکارانم (و بهواسطۀ جهل و نادانِی، بر خود ظلم و ستم مِینماِیم)!* پس ما دعوت و تقاضاِی او را اجابت نمودِیم و از غم و اندوه و تشوِیش، رها ساختِیم؛ و اِینچنِین است شِیوه و دَِیدَن ما که مؤمنِین را نجات مِیبخشِیم (و از ظلمات جهل به وادِی نور و بهاء و توحِید وارد مِینماِیِیم)».
اِین داستان که واقعاً از عجائب و اسرار توحِید و مراتب معرفتِی افراد نسبت به مشِیّت و خواست پروردگار، و مِیزان وسعت رحمت و عطوفت و عفو و اغماض حضرت حق نسبت به بندگانش مِیباشد، جدّاً قابل تأمّل و تدبّر و تعمّق است.
در اِین واقعه قطعاً مشکلات حضرت ِیونس علِیهالسّلام و واقع شدن در شکم ماهِی و گذراندن روزهاِی متمادِی و پرداختن به قرائت ذکر ِیونسِیه: (لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ)، به خاطر وجود نقصانهاِیِی در مراتب شناخت و تجرّد آن حضرت بوده است که بدِین وسِیله خداوند آنها را بر طرف، و دِیدگانش را نسبت به کِیفِیّت اطوار مشِیّت و ارادۀ حضرت حق و عناِیت او نسبت به بندگانش و عدم فرق مِیان بندگان در رابطه با ذات پروردگار، باز نمود و افق جدِیدِی از اطوار وجود و شأنِیّت ذات نسبت به اسماء و صفات و نزول آن در مراتب کثرت را براِی او منکشف ساخت.
اختصاص مقام شفاعت کبرِی به حضرت خاتمالأنبِیاء
آرِی، اِین مرتبه از معرفت کجا و معرفت رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم کجا که در سختترِین شراِیط حِیات و هجوم مشرکِین در عرصۀ نبرد و شکستن پِیشانِی و دندان حضرتش و تنگ نمودن عرصۀ پِیکار و به شهادت رسِیدن نزدِیکترِین اصحاب و اقوام، بهجاِی نفرِین و دعا بر اضمحلال و بوار آنها، زبان به استغاثه در پِیشگاه پروردگار نسبت به هداِیت و رستگارِی مِیگشاِید و براِی خروج آنان از جهل و ضلالت به نور و هداِیت دعا مِیکند!