افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٥٤ - راهِیابِی بِیواسطۀ رسول خدا به مبدأ و منبع وحِی
آن کسِی که قرآن را صددرصد الهِی و در عِین حال صددرصد بشرِی مِیداند، دِیگر نباِید اِین بشر را در مضمار معرفت و مرتبت، در ردِیف ساِیر بنِیآدم از افراد بشر درآورد؛ زِیرا جمع بِین اِین دو، حکم به متناقضِین است و جمع بِین متضادِّین.
نکتۀ دوّم: نقش جبرائِیل امِین در تشکّل آِیات الهِی
راهِیابِی بِیواسطۀ رسول خدا به مبدأ و منبع وحِی
و امّا نکتۀ دوّم: آِیا نفس و روح رسولالله خود بدون مساعدت و ارائۀ طرِیق از شخص ثالثِی، به مبدأ و منبع وحِی راه مِیِیافت و حقاِیق را از آنجا درِیافت مِینمود، ِیا اِینکه واسطهاِی در اِین بِین وجود داشته است به نام روحالأمِین و ِیا جبرائِیل و ِیا اِینکه هر دو اسم نامِی براِی ِیک ملک مقرّب بودهاند؟
حقِیقت اِین مطلب در دو قسمت از فصل علم و فصل وحِی مذکور شد و در آنجا روشن گردِید که:
مرتبۀ ادراک انسان بهعنوان خلِیفةالله، برتر و بالاتر از مرتبۀ ملائکه است و حقاِیقِی را که انسان کامل ادراک مِیکند، ملائکه نمِیتوانند ادراک کنند گرچه داراِی قرب و تجرّد و بهاء باشند؛[١] و به قول عارف واصل، حضرت شِیخ محمود شبسترِی ـأعلَِی الله مقامهـ که مِیفرماِید:
|
فرشته کو ندارد قرب درگاه |
نگنجد در مقام لِی مع الله[٢] |
و از طرفِی دِیگر، حقِیقت وحِی که نزول علم عنائِی حق در مقام بسط و تفصِیل است، مقتضِی لمس وجودِی و احساس شهودِی اِین تفصِیل بهواسطۀ نفس و قلب و سرّ رسولالله مِیباشد.[٣]
مثالِی جهت تقرِیب مِیگوِیِیم:
مثلاً اگر به ما گفته شود که شرب خمر حرام است و باِید از آن احتراز نمود، نهاِیت مرتبهاِی که از معرفت و آگاهِی نسبت به اِین حکم براِیمان حاصل مِیشود اِین
[١]. رجوع شود به ص ١٤٤ـ١٥٥.
[٢]. گلشن راز.
[٣]. رجوع شود به ص ٢٢٩ـ٢٣٢.