افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٤١ - بِیان جناب محِیِیالدِّین در حقِیقت تکلّم و وحِی از ناحِیۀ پروردگار
و اِین مطلب ِیکِی از ادلّهاِی است که حکاِیت از تشِیّع محِیِیالدِّین دارد؛ زِیرا اهلسنّت نسل آن جناب را از امام حسن مجتبِی علِیهالسّلام مِیدانند. اِیشان در بِیان و شرح حقِیقت تکلّم و وحِی از ناحِیۀ پروردگار بر بندگانش چنِین مِیفرماِید:
فجمِیعُ ما نتکلَّم فِیه فِی مجالسِی و تصانِیفِی إنّما هو من حضرة القرآن و خزائنه، أُعطِیتُ مفتاحَ الفهم فِیه و الإمدادَ منه؛ و هذا کلُّه حتِّی لانخرُج عنه، فإنّه أرفعَ ما ِیمنَح. و لاِیعرف قدَره إلّا من ذاقه و شهد منزلتَه حالًا من نفسه و کلَّمه به الحقُّ فِی سرّه.
فإنّ الحقَّ إذا کان هو المکلّمَ عبدَه فِی سرّه بارتفاع الوسائط، فإنّ الفهمَ ِیستصحِب کلامه منک، فِیکون عِینُ الکلام منه عِینَ الفهم منک لاِیتأخَّر عنه، فإن تأخّر عنه فلِیس هو کلامُ الله. و من لمِیجِد هذا فلِیس عنده علمٌ بکلام الله عبادهَ.
فإذا کلَّمه بالحجاب الصورِیّ بلسان نبِیّ أو مَن شاء الله من العالم، فقد ِیصحَبه الفهم و قد ِیتأخَّر عنه؛ هذا هو الفرق بِینهما.[١]
«پس تمامِی آنچه که ما در مجالس و تألِیفات خود ذکر مِیکنِیم فقط و فقط از ناحِیۀ قرآن کرِیم است که از خزائن علوم و معارف خود بر ما تراوش مِینماِید؛ و خداِی متعال کلِید فهم قرآن را به من عطا نموده است و بهواسطۀ آن مِیتوانم از رموز و اسرار قرآن مدد جوِیم. و اِین است تمام آنچه را که باِید بدان برسِیم و براِی خود کسب نماِیِیم تا اِینکه هِیچگاه از دائرۀ قرآن خارج نشوِیم و به راههاِی دِیگر درنغلطِیم و به نداهاِی دِیگر سرنسپرِیم؛ زِیرا اِین عطاِی الهِی و إفضال او در گشودن ابواب معرفت از قرآن، بالاترِین هدِیه و عطائِی است که مِیتوان از حضرت حق تصوّر نمود.
ولکن ارج و منزلت آن را کسِی مِیداند که از اِین ماءِ معِین سِیراب گشته و از اِین موائد الهِیّه مذاق جان و سرّش ملتذّ و متنعّم گشته است، و به منزلت و مرتبۀ اِین موهبت عظمِی شهود پِیدا کرده و از باطن نفس و ضمِیر خود به
[١]. الفتوحات المکِّیة، ج ٣، ص ٣٣٤.