افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٧ - برخوردارِی حِیوانات از شعور و ادراک به مِیزان سعۀ وجودِی و قابلِیّت ذاتِی خوِیش
در اِین آِیۀ شرِیفه که بِیانگر شناخت و معرفت و شعور ِیکِی از حِیوانات و موجودات مخلوق پروردگار در کِیفِیّت زندگِی و گذران عمر و اشتغال به فعّالِیت در تهِیّۀ ِیک مادّۀ غذاِیِیِ بسِیار مهم و حِیاتبخش، ِیعنِی عسل است، خداوند به اِین سرّ و راز خلقت اشاره مِیکند و از ظهور اراده و مشِیّت خود در پدِیدآوردن اِین مادّۀ حِیاتِی توسّط اِین حِیوان، بهواسطۀ اسماء و صفات و ظهور آنها در اِین حِیوان، خبر مِیدهد.
صحبت از کِیفِیّت ادراک حِیوانات و مِیزان فهم و شعور آنها در حرکات و سکنات نِیست؛ زِیرا تحصِیل فصل و ذاتِیّات نوعِیّه در حِیوان، منوط به احاطۀ علمِی و اشراف ذاتِی محصِّل بر حقِیقت نوعِیّۀ آن حِیوان مِیباشد، و دست ما از رسِیدن به اِین مرتبه ـهرچند داراِی مراتب بالاِی از معرفت و علوم ظاهرِی بوده باشِیمـ کوتاه است. تحصِیل جنس و فصل، فقط براساس برخِی از مشاهدات و مشترکات جنسِیّه و ممِیّزات وهمِیّه و خِیالِیّه صورت مِیپذِیرد، که صد البتّه از تعرِیف حدِّی تا حصول واقع، متفاوت است؛ چنانچه شِیخالرّئِیس ابوعلِی سِینا ـرحمه اللهـ به اِین نکته تصرِیح دارد و تحصِیل فصل را براِی انواع، خارج از حِیطۀ اقتدار و توان بشر مِیشمرد و آنچه را که ما به عنوان فصل در حقاِیق نوعِیّه از آن نام مِیبرِیم، به برخِی از عوارض ذاتِیّۀ آن نوع، تعبِیر مِیآورد.
امّا آنچه که از اِین آِیه استفاده مِیشود، تحقّق ِیک برنامه و منهاج علمِی و روش استمرار حِیات از جانب پروردگار در وجود و نفس زنبور عسل است که بهواسطۀ آن ادراک و بِینش، سِیر زندگِی و تکاپوِی خود را معِیّن مِیکند و از آن سِیره تخطِّی نمِیکند؛ و اِین انتخاب صرفاً براساس ِیک غرِیزۀ ناخودآگاه و فاقد شعور نِیست، بلکه روِی فهم و ادراک و تشخِیص و حقِیقت علمِیّه است که در کمون آن به ودِیعه نهاده شده و از جانب خداِی متعال براِی او تعِیِین گردِیده است.
برخوردارِی حِیوانات از شعور و ادراک به مِیزان سعۀ وجودِی و قابلِیّت ذاتِی خوِیش
اِین مسئله که گفته مِیشود: «حِیوانات داراِی شعور و ادراک نِیستند» صددرصد غلط است! هر حِیوانِی به مِیزان سعۀ وجودِی و قابلِیّت ذاتِی و فصلِی خود از ادراک