افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٩٨ - تفسِیر صحِیح شعر جناب حافظ دربارۀ طوطِی مقلّد
خود عسل تولِید مِینماِید. طوطِی حِیوانِی است که داراِی قدرت و قوّۀ تقلِید است و اِین تقلِید را براساس همان غرِیزه و ملکاتِی انجام مِیدهد که زنبور عسل براساس همان ملکات عسل تولِید مِینماِید و تولِید طوطِی، دِیگر عسل نِیست بلکه تقلِید از سخنان و اطوار دِیگران است؛ و اِین همان وحِی است. و مگر قرار است وحِی در همه ِیکسان باشد؟ تازه کارِی که طوطِی مِیکند بسِیار زِیباتر و جذّابتر و قابل تحسِینتر از عملِی است که زنبور عسل انجام مِیدهد. و هر دوِی اِینها مسخّر به اراده و مشِیّت پروردگارند، هم زنبور و هم طوطِی، ولِی براِی هر کدام مسِیر و منهجِی خاص تبِیِین و تفسِیر و نهادِینه شده است؛ زنبور به دنبال شهد گل رفتن و تولِید عسل، و طوطِی به دنبال تقلِید از أعمال و رفتار دِیگران و آن را تولِید کردن.
و اگر بناست انسان فعل زنبور را از خدا بداند، پس باِید فعل طوطِی را نِیز از خدا بداند؛ و اگر فعل طوطِی از جانب خود اوست و به خدا ارتباطِی ندارد، فعل زنبور نِیز چنِین خواهد بود؛ و اگر هر دو فعل را به دو طرف انتساب منسوب نماِید، اِین مِیشود توحِید.
نقد بر صاحب مقاله در مقاِیسۀ شعر حافظ و مولانا
تفسِیر صحِیح شعر جناب حافظ دربارۀ طوطِی مقلّد
حال برگردِیم به اشعار حضرت حافظ ـقدّس الله سرّهـ که مِیفرماِید:
|
فاش مِیگوِیم و از
گفته خود دلشادم |
||||
|
بندۀ عشقم و از هر دو
جهان آزادم |
||||
|
طاِیر گلشن قدسم چه دهم
شرح فراق |
||||
|
که درِین دامگه حادثه
چون افتادم |
||||
|
من ملک بودم و فردوس
برِین جاِیم بود |
||||
|
آدم آورد درِین
دِیر خراب آبادم |
||||
|
ساِیۀ طوبِی
و دلجوِیِی حور و لب حوض |
||||
|
به هواِی سر کوِی
تو برفت از ِیادم |
||||
|
نِیست بر لوح دلم جز الف
قامت ِیار |
||||
|
چه کنم حرف دگر ِیاد
نداد استادم |
||||