افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٢٥ - نقد کلام «شاعران منبع الهام را درون و انبِیا برون مِیدانند»
فقط به ذات لاِیزال منتسب مِینماِید، بهنحوِیکه جاِی شکِّی براِی هِیچکس در اِین مورد وجود ندارد. و عجب است که چگونه اِین خبط براِی بسِیارِی از بزرگان رخ مِیدهد و پذِیرش اِین مسئله با اِین بداهت و وضوح، به اشکال مِیافتد.
سهلترِین راه براِی ادراک اِین مسئله، همِین رؤِیاهاِی صادقه و منطبق با واقع است که براِی هر کس در طول زندگِی بارها و بارها اتّفاق افتاده است.
بهِیاد دارم در زمان حِیات مرحوم علاّمه والد ـقدس سرّهـ شبِی در عالم رؤِیا دِیدم در اطاقِی هستم و ِیکِی از نزدِیکان که طفلِی خردسال بود، روِی تخت به خواب رفته است. در اِین وقت مشاهده کردم که روح او از بدنش خارج گشت و به مقدار دو متر از جسم او فاصله گرفت و به طرف بالا آمد، و پس از مدّتِی دوباره به جاِی خود بازگشت و در درون بدن مستقر گردِید.
صبح که براِی دِیدن مرحوم والد به منزل اِیشان رفتم، اِین رؤِیا را نِیز براِی اِیشان نقل کردم؛ اِیشان فرمودند:
عجب رؤِیاِی صادقهاِی است! دِیشب اِین طفل دچار مسمومِیّت شدِید رِِیَوِی شده بود و او را به بِیمارستان بردند و پزشکان از بهبود او قطع امِید کرده بودند و حتِّی شاِید هم براِی لحظاتِی وضعِیّت خطِیرِی پِیش آمده بود، امّا بهناگاه ِیکمرتبه همه چِیز تغِیِیر پِیدا مِیکند و حال او رو به بهبودِی مِیرود، و صبح او را ترخِیص مِیکنند.
درحالِیکه من ابداً از چنِین مسئلهاِی اطّلاع نداشتم! حال چگونه مِیتوان تصوّر کرد که اِین پدِیده از درون بوده است؟! و اگر من صد سال به درون خود مراجعه مِیکردم آِیا مِیتوانستم به اِین کشف، دسترسِی پِیدا کنم؟!
و ثالثاً: ملاک در حجِّیت و صحّت انکشاف برون و وحِی، استناد آن به عوالم ربوبِی است؛ و الاّ صرف برون بودن، هِیچ مدخلِیّتِی در صحّت و حقِیقت ِیک کشف ندارد.
دربارۀ تمثّل ملائکۀ الهِی بر حضرت داود علِیهالسّلام در محراب ـچنانچه