افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٩١ - بطلان استشهاد صاحب مقاله به عبارت شِیخ اکبر محِیِیالدِّین
که خاتم اولِیا است، حائز مرتبت جمعِیّت و احدِیّت است، بنابراِین تمام اعِیان ثابته از عِین ثابت او ظهور پِیدا کرده است و آنچه در عالم هستِی ازلاً و ابداً از اراده و مشِیّت خداوند نشئت گرفته و در بِینهاِیت ادامه خواهد ِیافت، از ظهور عِین ثابت رسول خدا است؛ پس اطّلاع رسول خدا به عِین ثابت خودش، ِیعنِی اطّلاع آن حضرت بر جمِیع ماسوِی الله تا ابدِیّت. و هرچه رسول خدا و ِیا هر ولِیّ دِیگر الهِی به آن کشف علمِی و عِینِی دست ِیابد، از درِیچۀ عِین ثابت خود اوست نه اِینکه از جاِی دِیگر به او وارد مِیشود و از غِیر خود، به خود اضافه مِیکند؛ بلکه همۀ اِین کشفِیّات علمِیّه و حضورِیّه، ظهور و بروز ذات خود اوست که توسّط پروردگار در او ودِیعه نهاده شده است. پس چه رسول خدا و چه ساِیر افراد، از ناحِیۀ خودشان (ِیعنِی حِیثِیّت امکان ذاتِی) چِیزِی ندارند و در فقر محض و محوضت فقر بسر مِیبرند، و هرچه از حقاِیق و کشفِیّات عِینِیّه که بر آنها اطّلاع مِیِیابند، افاضات علمِیّۀ حضرت حق است که در عِین ثابت آنها مستقر و متمکّن گردِیده است.
پس اِین کلام محِیِیالدِّین که مِیفرماِید: «ولِیّ خدا از درخت باطن و شجرۀ ذات خود مِیوه برمِیدارد و استفاده مِیکند.» کلامِی است بسِیار بسِیار عالِی و راقِی که از مثل همچو شخصِیّتِی مانند او باِید تراوش نماِید.
امّا ببِینِید که اِین کلام عرشِی را اِین فرد بِیاطّلاع چگونه تفسِیر و توجِیه کرده است و مِیگوِید:
شخصِیّت پِیامبر در مِیان عرب جاهلِی و در عرصۀ فرهنگ منحط و سراپا خرافِی آن زمان رشد کرده است، و همو است که بشرِی بودن رسول خدا را به اثبات مِیرساند. همان شخصِیّت کشفِیّاتش را از درون خود و از عِین ثابت خود درِیافت مِیکند و نِیز عِین آن کشف (کشف باطل و خرافِی و مطابق با فرهنگ ناصواب آن زمان) از ناحِیۀ پروردگار آفرِیده و خلق شده است، و هر دو ِیکِی است.[١]
نقد تفسِیر صاحب مقاله از نفس الهِی و عِین ثابت رسول خدا
[١]. مقالۀ طوطِی و زنبور، مطلب سوّم و چهارم.