افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٨٠ - پاسخ به بِیمهرِی صاحب مقاله نسبت به مفاد سنّت و سنّتِی
اختلاف بنِیادِین و اساسِی از آن شراِیط و تحوّلات هزار و چهارصد سال پِیش بسر مِیبرد، دِیگر جاِیِی ندارد؛ و به عبارت دِیگر: اگر مصادر وحِی و شرِیعت اکنون زنده مِیبودند و در مقام نشر و تبِیِین تکالِیف و احکام مِیپرداختند، احادِیث و احکامِی مغاِیر با آن رواِیات و مسائل گذشته مطرح مِینمودند! و چنانچه گفته شد: مثلاً منشور سازمان حقوق بشر را مرجع و مدرک براِی تدوِین احکام جدِید، جهت نسل فعلِی قرار مِیدادند و به آن عمل مِینمودند! ِیا از باب نمونه: از آنجا که فرهنگ مشعشع و متعالِی انسان امروز، حکم قصاص و اعدام را به دور از شئون انسانِی و بشر متکامل فعلِی مِیداند، اِین تکلِیف گرچه در شراِیط تدوِین خود شاِید از ارزش و اعتبار وِیژهاِی برخوردار بود، امّا اکنون دِیگر آن اعتبار و تقدّس از مِیان رفته است و در شراِیط جدِید، محکوم به زوال و اضمحلال است و باِید از صحنۀ تقنِین قوانِین حذف گردد. و بر اِین اساس، انسان ناپاک و ددمنشِی که دستش به خون افراد بِیگناه آغشته شده، از حِیطۀ قانون آزادانه رهاِیِی مِیِیابد! و در همان حال، با شلِیک موشک به هواپِیماِی مسافربرِی و قطعهقطعه شدن اجساد، جان صدها نفر انسان بِیگناه گرفته مِیشود و هِیچ مسئلهاِی هم بهوجود نمِیآِید و هِیچ اعتراضِی بهعنوان مخالفت با حقوق بشر و ِیا ناسازگارِی اِین جناِیت فجِیع با فرهنگ و رشد عقلانِی بشر امروز، از کسِی بلند نمِیشود!
بنابراِین به مقتضاِی اِین تفکّر، کلِّیۀ احادِیث و رواِیات و حتِّی خود قرآن به اِین دلِیل که مربوط به بِیش از هزار سال قبل مِیباشند، از درجۀ اعتبار ساقط و غِیر قابل استفاده مِیگردند. و در اِین مسئله دِیگر فرقِی بِین عبادات و معاملات و مسائل اخلاقِی و اجتماعِی و حقوق نمِیباشد؛ زِیرا همه مربوط به گذشته است، و گزِینش برخِی از آنها و حذف ساِیر موارد، ترجِیح بلا مرجّح خواهد بود. و در آنصورت حتِّی به ِیک آِیه از قرآن نمِیتوان اعتماد و وثوق نمود!
پس اِین تعبِیر که گفته شده است: «طبق رواِیات سنّتِی»، صرف نظر از مفهوم و مفاد رواِیات، سخنِی است ابلهانه؛ زِیرا ما اصلاً رواِیت غِیر سنّتِی ندارِیم تا آن را در