افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠٣ - أمِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام «ظاهرٌ فِی غِیبٍ و غائبٌ فِی ظهور»
قال أمِیرالمؤمنِین: ”لمتُحِط به الأوهامُ؛ بل تَجَلِّی لها بها، و بها امتنَعَ منها.“[١]
و قال: ”ظاهرٌ فِی غِیبٍ و غائبٌ فِی ظهور.“[٢]
و قال: ”لاِیَجِنُّهُ البُطونُ عن الظّهور، و لاِیَقطَعُهُ الظّهورُ عن البُطون. قرُب فَنَأِی، و عَلا فَدَنا، و ظهَر فَبَطَنَ، و بَطَنَ فَعَلَنَ، و دانَ و لمِیُدَن؛ أِی ظهَر و غَلَبَ و لمِیُغلَب.“[٣]
و روَِی الشِّیخ الصّدوقُ فِی معانِی الأخبار بإسناده عنه: ”قال: قال رسولالله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم: التَّوحِیدُ ظاهرُه فِی باطنِه، و باطنُه فِی ظاهره؛ ظاهرُه مَوصوفٌ لاِیُرِی، و باطنُه مَوجودٌ لاِیَخفِی؛ ِیُطلَبُ بکلِّ مکانٍ، و لمِیَخلُ منه مکانٌ طرفةَ عَِینٍ؛ حاضرٌ غِیرُ محدود، و غائِبٌ غِیرُ مفقود.“[٤]
قال بعضُهم: ”ما ظَهَرَ بشِیءٍ من المظاهِر إلّا و قد احتَجَبَ به، و ما احتجَبَ بشِیءٍ إلّا و قد ظَهَرَ فِیهِ.“[٥]
[١]. «حضرت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام فرمودند: اندِیشهها و قواِی متخِیّلۀ انسانِی نمِیتواند بر او احاطه نماِید؛ بلکه مطلب از اِین قرار است که خداوند بهوسِیلۀ خودِ اِین افکار بر آنها ظاهر شده است، و بهوسِیلۀ خود اِین افکار نِیز از آنها پنهان گشته است.»
[٢]. «و فرمود: آشکار است در عِین پنهانِی، و پنهان است در عِین آشکارائِی.»
[٣]. «و فرمود: پنهانِیش وِی را از آشکارا بودن باز نمِیدارد، و آشکارا بودنش او را از پنهانِیش جدا نمِیسازد. نزدِیک است در عِین دورِی، و بلند است در عِین پستِی، و آشکار است در عِین پنهانِی، و پنهان است در عِین آشکارائِی، و جزا مِیدهد بدون آنکه کسِی او را جزا دهد؛ ِیعنِی آشکارا مِیشود و غلبه پِیدا مِیکند بدون آنکه مغلوب گردد.»
[٤]. «و شِیخ صدوق در معانِی الأخبار با سند خود از حضرت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام رواِیت کرده است که وِی گفت: رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم گفت: ”توحِید، ظاهرش در باطنش مِیباشد، و باطنش در ظاهرش مِیباشد؛ ظاهرش به وصف مِیآِید امّا دِیده نمِیشود، و باطنش وجود دارد امّا پنهان نمِیباشد؛ در هر محل و مکانِی وجود دارد، و هِیچ محل و مکانِی حتِّی در ِیک بازگشت نور و شعاع چشم، از او فارغ و خالِی نِیست؛ حاضر است بدون اندازه و حد، و پنهان است بدون عدم و نِیستِی.“»
[٥]. «بعضِی از عرفاء گفتهاند: ”در هِیچ ِیک از مظاهر، ظهور پِیدا نمِیکند مگر آنکه بهواسطۀ خود آن مظهر پنهان مِیشود؛ و پنهان نمِیشود از چِیزِی مگر آنکه در خود آن چِیز ظهور پِیدا مِیکند.“»