افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٩٦ - ملاک صدق و کذب در مجازها و استعارات و قضاِیاِی التزامِیّه
آنجا کارخانه است. در اِینصورت گرچه انسان به تمام ماهِیّت آن کارخانه که مثلاً تولِید شِیشه است، تصرِیح نکرده است؛ امّا همِین مقدار از بِیان ماهِیّت براِی صدق اِین قضِیّه با واقع خود، کفاِیت مِیکند.
و امّا کِیفِیّت اِیراد جمله در قالب شکل سوّم به صورت التزام، که محلّ مورد بحث و نقد و اشکال در مسئلۀ مجاز و استعارات است، اِین است که: متکلّم در اِیراد کلمات، نه معنا و مفهوم لغوِی، بلکه مفهومِی را که به نحوِی وابسته و همراه با آن مفهوم لغوِی است قصد مِینماِید و براِی کلام خود قرِینه و شاهدِی نِیز عرضه مِیدارد تا مخاطب به خطا و لغزش در تعبِیر دچار نگردد. مثلاً اگر چنانچه قصد متکلّم از اِین جمله: «شِیرِی را دِیدم که چنان حمله مِینمود» فرد پهلوان و شجاع در مِیدان نبرد است، باِید اِین قرِینه را براِی مخاطب آشکار سازد، حالْ قرِینه مقالِیه باشد ِیا حالِیّه؛ وگرنه مخاطب عوض آن پهلوان، به ِیک حِیوان درندۀ واقعِی متوجّه و منصرف خواهد شد، و اشکال در اِین انصراف متوجّه متکلّم است نه مخاطب.
ملاک صدق و کذب در مجازها و استعارات و قضاِیاِی التزامِیّه
بنابراِین مِیزان صدق و کذب در اِین قضِیّه عِیناً مانند قضِیّۀ انطباقِیّه مِیباشد بدون کم و زِیاد، ِیعنِی در هر سه قضِیّه ملاک صدق، انطباق ِیک قضِیّه با عالم خارج است و کذب، خلاف آن؛ فقط فرق در انطباق مفهوم لغوِی است در دو قضِیّۀ سابق، و انطباق لوازم و آثار مفهوم لغوِی است در قضِیّۀ اخِیر.
ِیعنِی اگر آن فرد مذکور در مِیدان نبرد، مرد شجاع و دلاورِی بود، اِین تعبِیر صادق؛ و اگر مرد عادِی و ِیا جبانِی بود، اِین تعبِیر کاذب مِیباشد؛ زِیرا لازمۀ حِیوان درنده و صفت اختصاصِی او که همان شجاعت و افتراس است، ملاک صدق و کذب در اِین قضِیّه قرار گرفته است، نه خود مفهوم و ماهِیّت لغوِی آن که همان حِیوان درنده باشد.
بر اِین اساس، فرق بِین مجازها و استعارات نسبت به صدق و کذب، و بِین قضاِیا و تمثِیلها که متکلّم قطعاً معناِی لغوِی آنها را قصد نکرده و قرِینهاِی براِی ارادۀ معناِی مجازِی نِیاورده، بهخوبِی روشن مِیشود که در مجاز با اِینکه متکلّم مفهوم