افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٩ - انکار و مقابلۀ برخِی از نقّادان با فلسفه و عرفان، بهجاِی پاسخ به شبهه
جز عطف نظر به مطالب مطرح شده نمِیباشد؛ زِیرا مجموع شبهات و مقالات وارده در مقام اِیراد، همهوهمه ِیک نوع وحدت و انسجام متنِی را بهوجود آوردهاند که گرِیز و گزِیرِی از توجّه به آنها نمِیباشد.
انکار و مقابلۀ برخِی از نقّادان با فلسفه و عرفان، بهجاِی پاسخ به شبهه
برخِی اساس استدلال خود را بر پِیوند اِین شبهات با مسئلۀ وحدت وجود دِیدهاند؛ آنگاه بهجاِی پاسخ به شبهه، به انکار اِین نظرِیّۀ فلسفِی متقَن و غِیر قابل خدشه و تردِید برخاستهاند! آخر تأمّل نکردهاند که کدام نتِیجه و حاصل اِین نظرِیّۀ متعالِی، اثبات حلول و اندکاک دو مظهر وجود از مظاهر لاِیتناهِی عالم وجود را در ِیکدِیگر مِینماِید؟! و کدام فِیلسوف از فلاسفۀ بزرگوار عالم اسلام ـرضوان الله تعالِی علِیهمـ معتقد به اندکاک ِیک وجود مقِیّد و محدود و ِیک مظهر متعِیّن و متشخّص با حفظ تشخّص و تعِیّن، در مظهر و قالبِی دِیگر با همِین حِیثِیّت و اعتبار مِیباشند؟!
و دِیگرِی گوِیا هِیچ دِیوارِی کوتاهتر از عرفان و تصوّف نِیافته و رِیشۀ همۀ مشکلات و مصائب را در هر نقطه از اِین منظومۀ شمسِی، در عرفان و تصوّف جستجو مِیکند!!
و برخِی دِیگر با استناد به اشعار فخر عالم اسلام، مولانا جلالالدِّین رومِی و عدم درک صحِیح از آن، به ردّ اشعار مطرح شده در کلمات گوِیندۀ مقاله پرداختهاند.
و از طرف دِیگر، طرح مطالب ردّ و بدل شدۀ در هر مقالهاِی، خود موجب شبهات بِیشتر، و در نتِیجه مجال پاسخ وسِیعترِی را مِیطلبِید، و بر اِیناساس ملاحظه گردِید که اکتفا به پاسخ موجَز و مقالۀ مختصر، مفِید فاِیده نخواهد بود و مشکلِی را حل نخواهد کرد و چهبسا خود بر مِیزان شبهات خواهد افزود، و طرح مقدارِی از مبانِی کلِّی گرچه براساس اصول متقَنه و ادلّه و براهِین قطعِیّه باشد، باز حجم ورود شبهات و احتمالاتِ وسوسهانگِیز بهنحوِی است که ِیاراِی مقابله با تکتک آنها را به نحو وافِی و شافِی ندارد.
لذا راقم سطور بر آن شد که به حول و قوّۀ الهِی، ابتدائاً به اصل و رِیشۀ اِین شبهه بپردازد، و چنانچه از مطالب مطرح شده در شبهات وحِی و خطاپذِیرِی کلام