افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٨ - اشکالات وارده بر کلام علاّمه طباطبائِی رضوان الله علِیه ذِیل آِیات خلق آدم
و اشکال دِیگر بر فرماِیش علاّمه اِینکه:
حتِّی در صورت عدم وجود قوّۀ عاقله و رعاِیت منافع بقاء حِیات و ساِیر ملاحظات نفس، وجود قوۀ غضبِیّه و شهوِیّه منتج تجاوز بشر و تعدِّی به حقوق و در نتِیجه فساد و قتل نِیست؛ زِیرا قوۀ غضبِیّه جهت دفع مانع است که موجب انبعاث متحرّک به سمت متعدِّی است، امّا خود او موجب تجاوز و تعدِّی نِیست، و همِینطور قوۀ شهوِیّه موجب تحرِیک انسان به سمت و سوِی جاذب نفس جهت بقاء حِیات است، امّا نفس آن قوّه موجب تعدِّی به حدود و هتک نوامِیس و اعراض نمِیباشد، که آن مسئله احتِیاج به وجود صفت دِیگر چون زِیادهطلبِی و غِیره دارد.
و به عبارت دِیگر: از صغراِی قِیاس اوّل که قضِیّه: «هر انسان زمِینِی داراِی قوّۀ غضبِیّه و شهوِیّه براِی ادامه حِیات است» مِیباشد، استفادۀ کبراِی اِین قِیاس در قالبِ: «هر کسِی که داراِی اِین دو قوۀ است، او را به تجاوز و تعدِّی و سلب اموال و هتک و قتل مِیکشاند»، نمِیشود تا نتِیجۀ آن: «پس هر انسانِی که داراِی اِین دو قوّه است فردِی متعدِّی و متجاوز و خون رِیز خواهد بود» بشود؛ بلکه کبرِی در اِین قِیاس به شکل موجبۀ جزئِیّه است نه کلِّیه، و طبِیعِی است که نتِیجه تابع أخسّ مقدّمتَِین خواهد بود.
نتِیجه اِینکه: تا ملائکه مسئلۀ فساد و افساد بنِیآدم را با وجود ملکوتِی و برزخِی آنها ندِیده باشند، امکان طرح ِیکچنِین اعتراضِی براِی آنان نخواهد بود.
در تأِیِید اِین مطلب، إخبار آنها به پِیامبران گذشته از جرِیانات و قضاِیا و مصائبِی است که بر اهلبِیت رسول خدا خصوصاً حضرت سِیّدالشّهدا علِیهالسّلام وارد خواهد شد.[١] چگونه آنها بر اِین قضاِیا و حوادث وقوف پِیدا کردهاند؟
[١]. بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٣٠:
«عن النبِیِّ صلِّی الله علِیه و آل و سلّم أنَّهُ قال: لَمّا أرادَ اللهُ أن ِیهلِکَ قَومَ نوحٍ أوحَِی إلَِیهِ أن شُقَّ ألواحَ السّاجِ... فَسَمَّرَ بِالمَسامِیرِ کُلِّها السَّفِینَةَ إلِی أن بَقِیت خَمسَةُ مَسامِیرَ... ثُمَّ ضَرَبَ بِیدِهِ إلِی مِسمارٍ خامِسٍ، فزَهَرَ و أنارَ و أظهَرَ النَّداوَةَ، فَقالَ جَبرَئِیلُ: ”هذا مِسمارُ الحُسَِینِ، فاسمِرهُ إلِی جانِبِ مِسمارِ أبِیهِ!“ &span class="no-content"&ï