افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣ - فرماِیش حکِیم بوعلِی سِینا راجع به وجود حِیات و ادراک در اجرام سماوِی
|
در قِیامت اِین زمِین بر نِیک و
بَد |
کَِی ز نادِیده گواهِیها دهد؟ |
|
|
کِی تُحَدِّث حالَها و أخبارها |
تُظهِرُ الأرضُ
لَنا أسرارَها؟[١] |
فرماِیش حکِیم بوعلِی سِینا راجع به وجود حِیات و ادراک در اجرام سماوِی
و بر همِین اساس است که حکِیم بوعلِی سِینا در نمط دهم از اشارات، راجع به وجود حِیات و ادراک و نفوس در اجرام سماوِی، مطالبِی وزِین و متِین آورده است:
قد علِمتَ فِیما سلف أنّ الجزئِیاتِ منقوشةٌ فِی العالَم العقلِی، نقشًا علِی وجه کلِّی. ثم قد نبَّهتُ لأنّ الأجرامَ السماوِیّةَ لها نفوسٌ ذوات إدراکاتٍ جزئِیّة و إرادات جزئِیّة تصدرُ عن رأِیٍ جزئِیٍّ، و لامانِعَ لها من تصوُّر اللوازم الجزئِیّة لحرکاتِها الجزئِیّةِ من الکائنات عنها فِی العالم العنصرِیّ. ثمّ إن کان ما ِیلوحه ضربٌ من النظر، مستورًا إلّا علِی الرّاسخِین فِی الحکمة المتعالِیة (أنّ لها بعد العقول المفارقة الّتِی هِی لها کالمبادئ، نفوسًا ناطقةً غِیرَ منطبعةٍ فِی موادّها، بل لها معها علاقةٌمّا کما لنفوسنا مع أبداننا، و أنّها تنال بتلک العلاقة کمالًامّا) حقًّا، صار للأجسام السماوِیّة زِیادة معنًِی فِی ذلک، لتظاهر رأِیٍ جزئِیٍّ و آخرَ کلِّی.[٢]
«پِیش از اِین، براِی شما روشن و معلوم گشت که صورت و نقش تمام حوادث خارجِیّه و امور طبِیعِیّه در عالم عقل کلِّی بهنحو کلِّیت و اجمال، بدون تفصِیل و بسط، موجود مِیباشد. و نِیز به اِین نکته تصرِیح کردِیم که تمامِی اجرام و کُرات آسمانِی داراِی نفوس درّاکۀ مختصّ به خود مِیباشند که هرکدام داراِی شعور و ادراک مخصوص به خود است، و در حرکات و تصرّفات خود با اراده و شعور و فهمِی که برخاسته از رأِی و نظر و در نفس آنها است، عمل مِینماِیند؛ و هِیچ مانعِی ندارد که آنها نسبت به حرکات و فعل و انفعالات و اطوار خود، داراِی علم و شعور و ادراک باشند و آنچه که از آنها در عالم مادّه به ظهور مِیرسد در نفس مجرّدۀ آنها منقوش گردد (و اطّلاع اِین نفوس بر صور اِین حوادث مادِّی، اطّلاع تجرّدِی و ملکوتِی باشد.)
بناءًعلِیهذا، اگر نظرِیّۀ وجود نفوس ناطقه براِی اجرام سماوِی، که براِی
[١]. مثنوِی معنوِی، دفتر چهارم.
[٢]. شرح الإشارات و التّنبِیهات، ج ٣، ص ٣٩٩.